دخترِ من پارت 12 ☆ کپشن

۱۲ نظر
گزارش تخلف
☆Jeon_Dayan☆
☆Jeon_Dayan☆

ویو لویی:
خیلی راحت از مدرسه بیرون اومدیم و چون حال من خوب نبود سوئی از کیفش گوشیش رو در آورد و یه تاکسی اینترنتی گرفت.
لویی:او...چجوری با خودت گوشی آوردی؟
سوئی:روش خاصی نداره اونا باهام کاری ندارن، فقط ادرس خونه رو بگو تا بزنم توی گوشی
آدرس رو بهش دادم و بعد از چندقیقه تاکسی رسید.هردو سوار شدیم و بعد از چند دقیقه به خونه رسیدیم.سوئی از اینکه وارد خونه بشه خجالت میکشید اما به اصرار من قبول کرد.
سوئی:واو..چه اتاق نازی داری،باورم نمیشه برخلاف قسمت های دیگه خونه ات اتاقت خیلی تمیز و شیکه!
لویی:عاام..خب..من بلاگرم و باید محیطی که توش ویدیو میگیرم مرتب و خوب باشه،همه اینا رو با پول خودم خریدم.
سوئی:وای خیلی خفنه واقعا با سلیقه ای
لویی:هوم..ممنونم
سوئی:عاام اونی، میدونم الان وقتش نیست و به من مربوط نمیشه..اما..چرا هه رین باهات مشکل داره؟
لویی:خب،اون یه کینه قدیمی از من داره
سوئی:میتونم بپرسم چرا؟
لویی: اومم،آره مشکلی نیست.حقیقتا، کسیو ندارم که بخوام براش توضیح بدم برای همین همه چی تقصیر من افتاد و هه رین من رو مقصر جلوه داد.
سوئی: خب، اشکالی نداره..من میشنوم! راستش،منم..کسیو ندارم که باهاش حرف بزنم یا تکیه گاهم باشه،پس..میتونی بهم اعتماد کنی؛باشه؟
لویی:اوهوم
سوئی:خب پس میشنوم
لویی:این قضیه برمیگرده به 10 سال پیش، هه رین با پدر و مادرش و برادر بزرگترش زندگی میکرد،ما و خانواده هه رین باهم دوست بودیم؛تا اینکه یه شب پدر واقعی هه رین،بوم سوک به پدرم پیشنهاد داد تا به یه مهمونی برن،توی اون مهمونی قمار میکردن، پدرم و آقای لی هم وسوسه شدن و بازی کردن و اون یه بار تازه شروع ماجرا بود...
پدرم با اینکه هر دفعه سر هر بازی میباخت،دوباره قمار میکرد.سر همین موضوع،خونه مون که توی محله گانگام بود رو از دست دادیم،تمام طلا ها و جواهرات،ماشین مادرم،خود مادرم..همه..همه چیز رو از دست دادیم. وقتی مادر هه رین فهمید که همسرش داره چیکار میکنه،تصمیم گرفت که طلاق بگیره،وقتی طلاق گرفت با آقای جو ازدواج کرد و هه رین رو از بوم سوک گرفت اما هه سونگ پیش پدرش موند و پدرش بزرگش کرد.سر همین موضوع که هه رین از هه سونگ جدا شد و ترکش کرد،هه سونگ قید خواهر کوچولوش رو زد و سعی کرد روی کار خودش و پدرش تمرکز کنه،از همون بچگی با تاجرها در ارتباط بود و این اتفاق به لطف پدرش بود.
پایان پارت 12

نظرات (۱۲)

Loading...

توضیحات

دخترِ من پارت 12 ☆ کپشن

۱۷ لایک
۱۲ نظر

ویو لویی:
خیلی راحت از مدرسه بیرون اومدیم و چون حال من خوب نبود سوئی از کیفش گوشیش رو در آورد و یه تاکسی اینترنتی گرفت.
لویی:او...چجوری با خودت گوشی آوردی؟
سوئی:روش خاصی نداره اونا باهام کاری ندارن، فقط ادرس خونه رو بگو تا بزنم توی گوشی
آدرس رو بهش دادم و بعد از چندقیقه تاکسی رسید.هردو سوار شدیم و بعد از چند دقیقه به خونه رسیدیم.سوئی از اینکه وارد خونه بشه خجالت میکشید اما به اصرار من قبول کرد.
سوئی:واو..چه اتاق نازی داری،باورم نمیشه برخلاف قسمت های دیگه خونه ات اتاقت خیلی تمیز و شیکه!
لویی:عاام..خب..من بلاگرم و باید محیطی که توش ویدیو میگیرم مرتب و خوب باشه،همه اینا رو با پول خودم خریدم.
سوئی:وای خیلی خفنه واقعا با سلیقه ای
لویی:هوم..ممنونم
سوئی:عاام اونی، میدونم الان وقتش نیست و به من مربوط نمیشه..اما..چرا هه رین باهات مشکل داره؟
لویی:خب،اون یه کینه قدیمی از من داره
سوئی:میتونم بپرسم چرا؟
لویی: اومم،آره مشکلی نیست.حقیقتا، کسیو ندارم که بخوام براش توضیح بدم برای همین همه چی تقصیر من افتاد و هه رین من رو مقصر جلوه داد.
سوئی: خب، اشکالی نداره..من میشنوم! راستش،منم..کسیو ندارم که باهاش حرف بزنم یا تکیه گاهم باشه،پس..میتونی بهم اعتماد کنی؛باشه؟
لویی:اوهوم
سوئی:خب پس میشنوم
لویی:این قضیه برمیگرده به 10 سال پیش، هه رین با پدر و مادرش و برادر بزرگترش زندگی میکرد،ما و خانواده هه رین باهم دوست بودیم؛تا اینکه یه شب پدر واقعی هه رین،بوم سوک به پدرم پیشنهاد داد تا به یه مهمونی برن،توی اون مهمونی قمار میکردن، پدرم و آقای لی هم وسوسه شدن و بازی کردن و اون یه بار تازه شروع ماجرا بود...
پدرم با اینکه هر دفعه سر هر بازی میباخت،دوباره قمار میکرد.سر همین موضوع،خونه مون که توی محله گانگام بود رو از دست دادیم،تمام طلا ها و جواهرات،ماشین مادرم،خود مادرم..همه..همه چیز رو از دست دادیم. وقتی مادر هه رین فهمید که همسرش داره چیکار میکنه،تصمیم گرفت که طلاق بگیره،وقتی طلاق گرفت با آقای جو ازدواج کرد و هه رین رو از بوم سوک گرفت اما هه سونگ پیش پدرش موند و پدرش بزرگش کرد.سر همین موضوع که هه رین از هه سونگ جدا شد و ترکش کرد،هه سونگ قید خواهر کوچولوش رو زد و سعی کرد روی کار خودش و پدرش تمرکز کنه،از همون بچگی با تاجرها در ارتباط بود و این اتفاق به لطف پدرش بود.
پایان پارت 12