ادامه پست قبل (کپشن
ووکی گفت یه پتوی مورد علاقه داشته که از شیشسالگیش تا وقتی میرفته راهنمایی داشتتش .
یه روز از مدرسه میاد خونه و میبینه مامانش پتوشو انداخته دور و بخاطرش گریه میکنه ㅠㅠ
ووکی گفت یه پتوی مورد علاقه داشته که از شیشسالگیش تا وقتی میرفته راهنمایی داشتتش .
یه روز از مدرسه میاد خونه و میبینه مامانش پتوشو انداخته دور و بخاطرش گریه میکنه ㅠㅠ
نظرات