سوگ هویتی چیست؟

King Logan
King Logan

این روزها ما دچار سوگ هویتی شدیم. سوگ هویتی یعنی وقتی تغییرات و تجربه ها باعث میشن تصویر قبلی ما از خودمون دیگر قابل ادامه دادن نباشد.

سوگ هویتی نه یک سوگ معمولی بلکه از دست دادن یک چارچوب ذهنی است که تا دیروز با آن زندگی را معنی میکردی

این سوگ زمانی اتفاق می افتد که ذهن می فهمد من قبل تجربه سوگ دیگر با واقعیت های دنیای بیرونی هماهنگ نیست. نقش ها ارزش ها امیدها، یا حتی شیوه ی نگاه به آینده فرو میریزند و فرد می ماند با یک حس مبهم هیچ چیز مثل قبل نیست.

نتیجه اش معمولاً یک حالت تعلیق روانی است بی حسی کاهش انگیزه خستگی ذهنی یا حتی خشم آرام چون ذهن تا وقتی نتواند روایت جدیدی از خودش بسازد، در حالت انتظار می ماند و انرژی زیادی صرف سازگار کردن تکه های ناسازگار میکند.

علت اصلی سوگ هویتی فروپاشی نظام باورهاست؛ همان مجموعه ی فرض های نانوشته ای که زندگی را قابل فهم میکرد اینکه تلاش نتیجه دارد آینده قابل پیش بینی است روابط پایدارند، یا عدالت و منطق همیشه نقش تعیین کننده دارند. وقتی این ستونها ترک می خورند، فرد فقط یک واقعیت را از دست نمی دهد، بلکه حس امنیت ذهنی اش را از دست

سوگ هویتی در اصل یک مرحله ی گذار است بین خود قبل تجربه سوگ » و «خود بعد از تجربه سوگ که هنوز ساخته نشده اگر این مرحله تحمل شود، میتواند به بازسازی عمیق تر شخصیت منجر شود؛ اما اگر سرکوب شود، فرد معمولاً به انکار بی تفاوتی یا نقش های مصنوعی

پناه میبرد

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

سوگ هویتی چیست؟

۶ لایک
۰ نظر

این روزها ما دچار سوگ هویتی شدیم. سوگ هویتی یعنی وقتی تغییرات و تجربه ها باعث میشن تصویر قبلی ما از خودمون دیگر قابل ادامه دادن نباشد.

سوگ هویتی نه یک سوگ معمولی بلکه از دست دادن یک چارچوب ذهنی است که تا دیروز با آن زندگی را معنی میکردی

این سوگ زمانی اتفاق می افتد که ذهن می فهمد من قبل تجربه سوگ دیگر با واقعیت های دنیای بیرونی هماهنگ نیست. نقش ها ارزش ها امیدها، یا حتی شیوه ی نگاه به آینده فرو میریزند و فرد می ماند با یک حس مبهم هیچ چیز مثل قبل نیست.

نتیجه اش معمولاً یک حالت تعلیق روانی است بی حسی کاهش انگیزه خستگی ذهنی یا حتی خشم آرام چون ذهن تا وقتی نتواند روایت جدیدی از خودش بسازد، در حالت انتظار می ماند و انرژی زیادی صرف سازگار کردن تکه های ناسازگار میکند.

علت اصلی سوگ هویتی فروپاشی نظام باورهاست؛ همان مجموعه ی فرض های نانوشته ای که زندگی را قابل فهم میکرد اینکه تلاش نتیجه دارد آینده قابل پیش بینی است روابط پایدارند، یا عدالت و منطق همیشه نقش تعیین کننده دارند. وقتی این ستونها ترک می خورند، فرد فقط یک واقعیت را از دست نمی دهد، بلکه حس امنیت ذهنی اش را از دست

سوگ هویتی در اصل یک مرحله ی گذار است بین خود قبل تجربه سوگ » و «خود بعد از تجربه سوگ که هنوز ساخته نشده اگر این مرحله تحمل شود، میتواند به بازسازی عمیق تر شخصیت منجر شود؛ اما اگر سرکوب شود، فرد معمولاً به انکار بی تفاوتی یا نقش های مصنوعی

پناه میبرد

آموزش