فـیـکـشـن I'm not your master | P¹⁴

۰ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

-چه غلطی میکنی؟

+اثبات میکنم از من خوشت میاد..

سعی کرد خودشو از قفل پاهای جیمین دور کمرش خلاص کنه اما جیمین حلقشو محکم تر کرد و لبخند دندون نمایی به صورتش زد.

-جیمین مسخره بازی رو تموم کن!!

+اشتباه میکنم جونگکوکی؟ نگو که به من فکر نمی‌کردی..

آروم با سر انگشت های ظریفش سر شونه های پهن جونگکوکو لمس کرد و فشار آرومی بهشون داد ، جونگکوک اخماشو بیشتر تو هم کرد متنفر بود از اینکه جیمین می‌تونست راحت دستشو بخونه و مچشو بگیره!
پهلو های جیمین رو نگه داشت و چنگ آرومی بهشون زد.

-دلت که نمیخواد اینبار دمتو از جا بکنم نه؟

جیمین سرشو توی گردن جونگکوک جا داد و توی گردنش جوری که لباش مماس با گردن کشیده و سفید رنگ جونگکوک باشه زمزمه کرد.

+ضربان قلبت داره می‌ره بالا جئون جونگکوک..

جونگکوک نفسشو توی سینش حبس کرد ، متوجه ضربان قلب خودش نبود اما با شنیدن جمله ی جیمین و کشیده شدن لبای خیس و گرمش به گردنش حس میکرد تمام گوشاش داره پر ضربان میشه. (صداشو میشنوه)
جیمین فقط میخواست جونگکوک رو اذیت کنه ، اما احساس میکرد اونی که تمام تنش داره ضربان میشه خودشه!
نفس گرمشو توی گردن جونگکوک بیرون داد ، حالا که فرصتشو داشت چرا امتحانش نمی‌کرد؟ بلاخره اونقدرا هم بی میل نبود..
جونگکوک برای اون تنها آدمی بود که قابلیت دیوونه کردنشو داشت!
لبشو تر کرد و زبون گرمشو توی گودی گردن جونگکوک چرخوند و با دیدن بی حرکت شدن جونگکوک لباشو مزه مزه کرد ، چجوری انقدر شیرین بود؟؟
دوباره حرکتشو تکرار کرد و قبل اینکه جونگکوک بتونه خودشو عقب بکشه دستاشو دور گردنش برد و بیشتر گیرش انداخت و سرشو محکمتر توی گردن جونگکوک فرو کرد و اینبار بعد دوتا لیسِ کشیده ای که به گردن جونگکوک زد ناخواسته گردن جونگکوک رو بین دندوناش نگه داشت.

پـــایـــان پـــارتــــ14

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

فـیـکـشـن I'm not your master | P¹⁴

۱۶ لایک
۰ نظر

-چه غلطی میکنی؟

+اثبات میکنم از من خوشت میاد..

سعی کرد خودشو از قفل پاهای جیمین دور کمرش خلاص کنه اما جیمین حلقشو محکم تر کرد و لبخند دندون نمایی به صورتش زد.

-جیمین مسخره بازی رو تموم کن!!

+اشتباه میکنم جونگکوکی؟ نگو که به من فکر نمی‌کردی..

آروم با سر انگشت های ظریفش سر شونه های پهن جونگکوکو لمس کرد و فشار آرومی بهشون داد ، جونگکوک اخماشو بیشتر تو هم کرد متنفر بود از اینکه جیمین می‌تونست راحت دستشو بخونه و مچشو بگیره!
پهلو های جیمین رو نگه داشت و چنگ آرومی بهشون زد.

-دلت که نمیخواد اینبار دمتو از جا بکنم نه؟

جیمین سرشو توی گردن جونگکوک جا داد و توی گردنش جوری که لباش مماس با گردن کشیده و سفید رنگ جونگکوک باشه زمزمه کرد.

+ضربان قلبت داره می‌ره بالا جئون جونگکوک..

جونگکوک نفسشو توی سینش حبس کرد ، متوجه ضربان قلب خودش نبود اما با شنیدن جمله ی جیمین و کشیده شدن لبای خیس و گرمش به گردنش حس میکرد تمام گوشاش داره پر ضربان میشه. (صداشو میشنوه)
جیمین فقط میخواست جونگکوک رو اذیت کنه ، اما احساس میکرد اونی که تمام تنش داره ضربان میشه خودشه!
نفس گرمشو توی گردن جونگکوک بیرون داد ، حالا که فرصتشو داشت چرا امتحانش نمی‌کرد؟ بلاخره اونقدرا هم بی میل نبود..
جونگکوک برای اون تنها آدمی بود که قابلیت دیوونه کردنشو داشت!
لبشو تر کرد و زبون گرمشو توی گودی گردن جونگکوک چرخوند و با دیدن بی حرکت شدن جونگکوک لباشو مزه مزه کرد ، چجوری انقدر شیرین بود؟؟
دوباره حرکتشو تکرار کرد و قبل اینکه جونگکوک بتونه خودشو عقب بکشه دستاشو دور گردنش برد و بیشتر گیرش انداخت و سرشو محکمتر توی گردن جونگکوک فرو کرد و اینبار بعد دوتا لیسِ کشیده ای که به گردن جونگکوک زد ناخواسته گردن جونگکوک رو بین دندوناش نگه داشت.

پـــایـــان پـــارتــــ14