عارف عارف کیا فقید، دریاچه نور، شعر پرویز وکیلی آهنگ پرویز مقصدی، نوروز ۱۳۹۰ بلور بنفش بی.بی.سی فارسی

عباس
عباس

خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتی
بر تن سرد درختان یادگاری نوشتی با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم با تو سرد است
ای دلت دریاچه نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

عارف عارف کیا فقید، دریاچه نور، شعر پرویز وکیلی آهنگ پرویز مقصدی، نوروز ۱۳۹۰ بلور بنفش بی.بی.سی فارسی

۱ لایک
۰ نظر

خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتی
بر تن سرد درختان یادگاری نوشتی با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم با تو سرد است
ای دلت دریاچه نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی

موسیقی و هنر