Skip to main content
۲۵ بازدید

  • ❤JMN
  • Mohadeseh &
  • Mina
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • EXO-BTS-ZAHRA ( منعکس شده مین شوگا )

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت چهل و هفتم

¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
منتشر شده در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۹۷

جیمین : من به عنوان یه دوست نگاش کردم. اون هیکل قشنگی داره و من فقط تعجب کرده بودم. نمیدونستم اون اینقدر سکسیه!
وی: از من که سکسی تر نیس!
جیمین: عره عره تو خوبی!
تو تختش دراز کشید و آباژور کنار تختشو خاموش کرد. اتاقشون ۳ تا تخت جدا از هم دیگه داشت. وی به در دستشویی نگاه کرد. سشوار زدن کوکی داشت تموم میشد.
وی: بیا دیگه!
جیمین: عهههه بیخیال بزار.....
وی با کلافگی رفت رو تخت جیمین و خودشو جا کرد.
جیمین: یا یا یا! داری چیکار میکنی؟
وی چشماشو بست و با لبخند گشادش گفت: میخوام بخوابم. سر و صدا نکن!
جیمین کف پاشو گذاشت رو شکم وی و هلش داد.
جیمین: گمشووووو!
وی پاهای جیمین و چسبید و خندید و گفت: گفتم سر و صدا نکن!
کوکی از دستشویی درومد. با تعجب به جیمین و وی خیره شد.
وی با پوزخند نگاهی به کوکی انداخت و گفت: باید با شیوه های خودم خفت کنم؟
همونجور که چشماش باز بود لباشو گذاشت رو لبای جیمین و نرم و عاشقانه بوسیدش. درست همونجور که چند شب قبل ، کوکی رو میبوسید. کوکی با خشم و تعجب نگاشون می کرد و نمیتونست چشماشو ازشون برداره.
وی بین بوسش نالید: اوه پسر فاک!
بوسه ش رو عمیق تر کرد و جیمین هم همراهیش میکرد. کوکی آباژور کنار تخت خودشو خاموش کرد که یهو جیمین برگشت سمتش و لباشو از لبای وی جدا کرد.
جیمین: کوکی تو کی اومدی؟
کوکی که حالا تو تاریکی محو بود با صدای گرفته ای گفت: خیلی وقت نیست. راحت باشین.
جیمین برگشت سمت وی و اروم گفت: برو تو تختت.
وی لباشو جمع کرد و گفت: نمیخوام.
جیمین: برو.
وی: نعععع!
وی با خودش: هنوز به اندازه کافی به کوکی نشون ندادم که چه کارایی ازم بر میاد‌. اون نباید اون شب لعنتی یادش بره.
وی دستشو از رو شلوار گذاشت رو آ/لت جیمین و بهش فشار وارد کرد.
جیمین : عاااااااه نکن وی!

چشمای کوکی بیشتر از این نمیتونست باز شه. جیمین داشت آه میکشید؟ نه لعنتی لعنتی لعنتی! دستشو تو موهاش فرو کرد. جیمین نباید برای وی میشد. این خیلی دردناک بود که درست روی تخت بغلی ، پسری که عاشقش بود برای کس دیگه ای شه! بغض به گلوش چنگ انداخت و ناله های جیمین هم وضع رو بدتر میکرد. بعلاوه نفس نفس زدنا و خندیدنای سکسی وی هم ، اونو یاد اون شبی مینداخت که با وی خوابیده بود.

وی همونجور که کمر و شکم جیمینو ماساژ میداد ازش لب میگرفت. دستشو رسوند به دکمه شلوارش تا بازش کنه که جیمین سریع پسش زد.
منبع : @btsarmylove



گزارش تخلف