P15²

۲ نظر گزارش تخلف
☆☆BL♡FAN☆☆  فیک teach me اپ میشه( حمایتتتتتت کنید)

ظاهرش تنها چیزی نبود که تغییر کرده بود. فلیکس بهار، شیطون و پر سر و صدا و غرغرو بود اما الان به زور چهارتا جمله می‌گفت. با مامانش و سونگمین بیشتر از بقیه حرف می‌زد. چند کلمه‌ای در جواب پدرش می‌گفت اما مطلقا با مینهو حرف نمی‌زد. حتی نگاهشم نمی‌کرد. مینهو صداش می‌زد، عصبانى می‌شد، براش سخنرانی می‌کرد، از دستش ناراحت می‌شد اما مطلقا ری‌کشن از سمت فلیکس دریافت نمی‌کرد. کم کم مطمئن شده بود که حتی اگه به حال نمی‌خورد. کم کم مطمئن شده بود که حتی اگه به حال مرگ هم بیوفته فلیکس قرار نیست برگرده نگاهش کنه. قرار نبود دیگه کلمه هیونگ رو از بین لب‌هاش بشنوه و قرار نیست چشم‌های برادر کوچک‌ترش از دیدش برق بزنه.
پست بعدی...

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

P15²

۹ لایک
۲ نظر

ظاهرش تنها چیزی نبود که تغییر کرده بود. فلیکس بهار، شیطون و پر سر و صدا و غرغرو بود اما الان به زور چهارتا جمله می‌گفت. با مامانش و سونگمین بیشتر از بقیه حرف می‌زد. چند کلمه‌ای در جواب پدرش می‌گفت اما مطلقا با مینهو حرف نمی‌زد. حتی نگاهشم نمی‌کرد. مینهو صداش می‌زد، عصبانى می‌شد، براش سخنرانی می‌کرد، از دستش ناراحت می‌شد اما مطلقا ری‌کشن از سمت فلیکس دریافت نمی‌کرد. کم کم مطمئن شده بود که حتی اگه به حال نمی‌خورد. کم کم مطمئن شده بود که حتی اگه به حال مرگ هم بیوفته فلیکس قرار نیست برگرده نگاهش کنه. قرار نبود دیگه کلمه هیونگ رو از بین لب‌هاش بشنوه و قرار نیست چشم‌های برادر کوچک‌ترش از دیدش برق بزنه.
پست بعدی...