ادامه p13²
هدفش پذیرش توی یکی از دو دانشگاه تاپ کره یا مدرسه عالی موسیقی بود. فلیکس بعد از تماشای اجرای کنسرت به همراه مرد محبوبش، به اصل خودش برگشته بود و این تلنگر باعث شد نخواد به کم راضی شه. اون میخواست بهترین چلیست جوان کره بشه و همراهی سونگمین تو پروسه درس خوندنش، خیلی خیلی کمککننده بود. جدای از کلاس و درسهای عادی، روزی با پدرش برای تعمیر سیم ویولن سل و خریدن چند تا وسیله جدید رفت تا بتونه زودتر برای آزمون عملی کنکور آماده شه. وقت زیادی رو از دست داده بود و حالا نیاز به یه کامبک اساسی داشت.
خانم و آقای لی از دیدن تغییرات فلیکس بیش از حد خوشحال بودن و فضای کلی خونه سرزندهتر از همیشه شده بود. سونگمین هم از همراهی فلیکس توی درسها و کلاسها خوشحال بود و میخواست از هیونجین تشکر کنه. هر چقدر هم فلیکس اعتراف نمیکرد، سونگگو به خوبی میدونست تمام این تغییرات ره پای حضور ه.. هیونجین توی زندگی فلیکسه. هیونجین بدون اینکه م ر رو مجبور کنه، اون رو به آدم بهتری تبدیل کرده بود و انگار روی گوشه کنار زندگی فلیکس با دست و دلبازی اکلیل پاشیده بود.
پست بعدی...
نظرات