Skip to main content
۱۶ بازدید

  • دریا
  • EXO-BTS-ZAHRA ( منعکس شده مین شوگا )
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • .:M.ARMY:.
  • Kairah
  • [❣❀ℳ♡[❣❀BTS♡

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت هفتاد و سه

رپمان: هوووف ای باباااا! چیکار کنیم؟
جی هوپ: عاقا فهههههمیدمممم! به دختره بگو که مشکل جنسی داری!
جیمین: چه مشکلی؟
جی هوپ: بگو مریضی! بگو عادت داری دخترارو بَرده کنی و بزنیشون! ازین کسخل بازیا که مُد شده الان!
جیمبن: بیخیااااال بابااا!
وی: ولی شاید جواب بده ها!
جیمین: ها؟
شوگا: منم موافقم. همین الان به دختره پیام بده و همینو بگو!
جیمین: عممممرا اصن حرفشم نزنین!
رپمان: بچه ها گوشیشو بگیرین!
تو یه چشم بهم زدن جی هوپ و شوگا افتادن رو جیمین و سعی کردن گوشیشو بگیرن.
جیمین: نهههه نههه حییییغ.
جیمین زیر شوگا و جی هوپ دست و پا میزد. جی هوپ محکم جیمینو چسبیده بود و شوگا جیباشو میگشت.
شوگا: پیداش کردم!
گوشی جیمینو دراوورد که جیمین وحشیانه سعی کرد جی هوپ و شوگارو پس بزنه و گوشیشو بگیره. شوگا گوشیو پرت کرد سمت رپمان.
شوگا: بگیرش داداش!
رپمان گوشیو تو هوا قاپید . جیمین زیر جی هوپ به سختی تقلا میکرد.
جیمین: نههههههه!
رپمان: رمزش چیه؟
شوگا با حالت تهدید امیز به جیمین گفت: رمزش چیه؟
جیمین: عمممرا نمیگم! جیییییغ!
جی هوپ زانوشو گذاشته بود رو آل/ت جیمین و فشار میداد.
شوگا: بگوووو.
جیمین: عاااه ای هرگززز...عاااااه نههه!
جی هوپ تند تند زانوشو تکون میداد و میمالوند. جیمین به سختی نفس نفس میزد و عرق کرده بود.
جی هوپ: بگوووو!
جیمین که طاقتش تموم شده بود گفت: هشتادو پنج هشتادو پنج!!!
رپمان با خنده گفت: فاک چه رمزی! باید به ذهن خودم میرسید.
جی هوپ جیمینو ول کرد.
جیمین با ناله گفت: تروخدا با زندگیم بازی نکنین لعنتیا! آبرومو نبرین!
وی: احمق این تنها راه نجاتته! بفرس پیامو!
رپمان پیام رو تایپ کرد و همونجورم بلند بلند میخوندش.
رپمان: سلام عزیزم . حالت جطوره؟ برای فردا اماده ای؟ خواستم بگم برای فردا شب یه سوتین مشکی بپوش چون من بیشتر دوست دارم. و در ضمن من یادم رفت بهت بگم عشقم . من یه مریضی دارم که دوست دارم دخترارو به تخت ببندم و وحشیانه تا صبح بکنمشون! بزنمشون و کبودشون کنم! دهنشونو ببندم و .......
جیمین: بسسسس کن! جون هفت بنگتن نفرسسسس!
رپمان: خب فرستادم!
جیمین: نهههههههههه!
وی: بیاین منتظر جواب باشیم!
جیمین : چرا کسی به من توجه نمییییکنهههه؟
با ناله سرشو کوبوند تو ستون!
وی: هوووو ! ستونو خراب کردی!
جیمین با نا امیدی به وی نگاه کرد و سرشو سه چهار دفعه دیگه هم کوبید.



گزارش تخلف