رمان عشق ابدی پارت 15-ادامش تو نظراته^^

۱ نظر گزارش تخلف
mehrnaz
mehrnaz

**
داشتم نوشابمو میخوردم که یهو نازنین گفت:راستی سانی امروز با ماهان کلاس داریم نه؟؟اخ خیلی دوس دارم ببینمش...میخوام ببینم کی دل دوست خلمو برده...
و بعد زیر خنده اما کسی نبود منو که نوشابه از حرف نازی تو گلوم پریده بود نجات بده...
خودم که اروم شدم...یه مشت زدم تو بازوش و گفتم:کوفت...دختریکه پروووو...
نازی هم یه لبخند حرص درار زد و گفت:وااای عزیزم همیشه بهم بگو کوفت اخه میدونی معنیش چی میشه؟؟" ک"یعنی کل..."و"یعنی وجودم"ف"یعنی فدای"ت"یعنی تو...میشه کل وجودم فدای تو...
و دوباره قهقهه ای سر داد و از سلف بیرون رفت اما من مبهوت مونده بودم....او چی گفت؟؟؟واااای خدا باورم نمیشه...ماهانم دقیقا اینو بهم میگفت وقتی بهش میگفتم کوفت...با یاد اونروزا اشک تو چشام جمع شد...

نظرات (۱)

Loading...

توضیحات

رمان عشق ابدی پارت 15-ادامش تو نظراته^^

۱۱ لایک
۱ نظر

**
داشتم نوشابمو میخوردم که یهو نازنین گفت:راستی سانی امروز با ماهان کلاس داریم نه؟؟اخ خیلی دوس دارم ببینمش...میخوام ببینم کی دل دوست خلمو برده...
و بعد زیر خنده اما کسی نبود منو که نوشابه از حرف نازی تو گلوم پریده بود نجات بده...
خودم که اروم شدم...یه مشت زدم تو بازوش و گفتم:کوفت...دختریکه پروووو...
نازی هم یه لبخند حرص درار زد و گفت:وااای عزیزم همیشه بهم بگو کوفت اخه میدونی معنیش چی میشه؟؟" ک"یعنی کل..."و"یعنی وجودم"ف"یعنی فدای"ت"یعنی تو...میشه کل وجودم فدای تو...
و دوباره قهقهه ای سر داد و از سلف بیرون رفت اما من مبهوت مونده بودم....او چی گفت؟؟؟واااای خدا باورم نمیشه...ماهانم دقیقا اینو بهم میگفت وقتی بهش میگفتم کوفت...با یاد اونروزا اشک تو چشام جمع شد...

سرگرمی و طنز