برای بچه های گپ نمافمیلی ... و برای مهسا-آرتمیس - آیسل- آیدن - و همه ی کسایی که باهام حرف میزدن و دوستشون داشتم
Had fate been kinder, I would have loved thee in daylight, with no fear but that the hour might pass too swiftly.
Yet in this world, where love must borrow shadows to remain alive, I would call upon Gabriel to guard thy name, Raphael to keep thy heart from sorrow, and Uriel to leave one sacred flame alight for us against the dark.
For though the stars may prove unmerciful and every road be set against our meeting, I would still choose thee—in silence, in longing, and in that faithful ruin which men call love.
"اگر سرنوشت مهربانتر بود، دوستت میداشتم در روشنای روز، بیهیچ ترسی جز آنکه مبادا ساعت زود بگذرد.
اما در این جهان، که عشق برای زنده ماندن ناچار است از سایهها وام بگیرد، از جبرئیل میخواهم نگهبان نامت باشد، از رافائل که دلت را از اندوه حفظ کند، و از اوریئل که برای ما شعلهای مقدس در برابر تاریکی روشن نگه دارد.
زیرا حتی اگر ستارگان بیرحم از آب درآیند و هر راهی بر دیدار ما بسته شود، باز هم تو را برمیگزینم—در سکوت، در اشتیاق، و در آن ویرانیِ وفادارانهای که آدمیان نامش را عشق گذاشتهاند."
نظرات (۲۷)