امضای دو نفره|نویسنده پیشی|پارت ۶ کپشن
وقتی میرسیم به اتاق منو رو میزاره روی مبل اتاقش
اتاق کار بزرگی داره...
و تاریک
-مدیرعالم چرا اینقدر اتاقتون تاریکه
-میا اعصابم رو خراب نکن بگو هانی
...سری تکون میدم که با یه جعبه میاد سمت
یه باند در میاره دور پام با دقت میپیچه
و دستش رو اروم روی پام میذاره
-درد داری؟؟
-یکم
خودش میاد میشینه رو مبل و سرم رو میذاره رو پاش
-من هنوز متوجه این همه کمک و مهربونی تون نمیشم اخه...
حرفم تموم نشده کامل منو توجیه میکنه
سرش رو میاره پایین روی لب های بازم بوسه ارومی میکاره
-اگر متوجه نشدی بیشتر برات توضیح بدم؟؟؟؟
خودم رو جمع میکنم
هم خجالت کشیدم هم خوشحالم که ...
که...
-چرا سرخ شدی میا؟!خوشت نیومد ؟!
سعی میکنم بلند بشم
کمک م میکنه صاف بشینم و یه دستش رو روی کمرم نوازش وار میکشه
و دست دیگه اش رو تکیه گاه میکنه
صورتش رو با دوتا دستم میگیرم
میخواستیم بریم سمت هم که در اتاق باز میشه و هانی رو به عقب هل میدم
لعنت بر خرمگس معرکه
-عام...ببخشید خانوم مدیر عامل پدرتون طبقه پایینه
نیک لعنت خدا بر تایم اومدنت
هانی بینی م رو میبوسه و بغل گوشم میگه
-کارت تموم شد میتونیم امشب بریم خونه من
و بعد میره بیرون و منم میرم سمت نیک
-دلم میخواد خفت کنم زنیکههههه
نظرات (۸)