میو؟ سخن آخر | کپشن
شاید اخرین چیز هایی باشه که بهتون میگم پس خواهشا بخونین:
عاف زدم. نه چون کم آوردم، فقط چون فهمیدم جای من اینجا نیست.
وجود من بارها شکست و کسی نشنید.
همه فکر میکنند بیاحساسم، چون هیچوقت درد کشیدنهایم را ندیدند
برای کسی مهم نبودم، پس تصمیم گرفتم خودم برای خودم مهم باشم.
میگویند «او که همیشه میخندد و مهربان است، درد ندارد.»
اشتباه میکردند. من فقط دردهایم را به خنده و عشق ورزیدن تبدیل میکردم تا شاید کسی بفهمد… اما کسی نفهمید
مینویسم؛ چون کسی بهم گوش نمیده.
نقاشی میکشم؛ چون به احساساتم توجه نمیکنن.
میرقصم؛ برای فراموشی.
آواز میخوانم؛ برای شنیده شدن.
کتاب میخوانم؛ برای فرار.
و موسیقی مینوازم؛ چون راهی برای ابراز این حجم از تنهایی بلد نیستم.
حالا، من هستم و همین کارهایی که برای خودم باقی مانده.
بعضی وقتا میام ویدیو هاتون رو لایک میکنم
خداحافظ.
( اره میدونم در آخر برای کسی اهیمتی ندارم و کسی به نبودنم اهمیت نمیده و هیچ کس هیچی نمیگه )
آیدی تاو و ناشناسم توی درباره هست
چند تا ویدیو ی اخرم به عنوان اخرین درخواستم لایک شه
نظرات (۱)