جانان+کپ
پاییز همیشه زیبا بود قبل از ؛
ریزش برگها بر روی نگاره اسمانی آشنا و جستجوی دیوانهوار من برای یافتنخانه ابدی . تجسم آخرین لبخند و تصویرِ کوتاهترین خاطره از آخرین دیدار صفحه گرامافون اشک بارم را بهناله در آورد . فیلم های اکران شده کودکی ، در صفحه بزرگ پرده سینمایی ذهنم که مدتها منتظر گرفتن سیمرغ از گذر زمان بود را تنها به تماشا نشستم . گاهی کودکیم مرا به پس کوچه هایت میکشاند و رویاین همانی میشود که پدر میگفت برایت میخرم و هیچ وقت نمی خرید و حسرت میشد کوچهای که تابلوی وداع داشت و خانهای که پلاکش ۵ (قلب) بود و بارانی که گریه های عاشقانهام را به رگبار بسته بود . هزاران بار مرور کردم ولی هیچ وقت تصویر تو در آن نمایان نبود . تلاش ها برای رسیدن به "تو را به خدا میسپارم" ، و بدرودی شیرین .که جوابی نداشت.
جانان چه امن است این غم که اشکانم حصار و میله هایی برای جلوگیری از ورود بیگانه است.
جانان چه زمانی تمام میشود این غم لعنتی؟ قسم خوردم شاد زندگی کنم و در چهرهام جز شیطانت همیشگی نباشد اما حال که تمام پیمان هارا شکستی چه؟
قسم میخورم وقتی برگردی یک دفعه ،دفعه ها برایت شیرجه بزنم. یک بار غمم را بخور غمت میشود وعده هایم.
ای من زندگی قبلی ، لعنت برتو!چه کردی؟چه گناهی کردی که نشدم آنکه میخواستم؟آنکه میخواستیم!فکر مرا کردی که شب ها در رویایی هرچه که میخواهم را دارم و تنها دعا میکنم باری شود دیگر از آن رویا بیدار نشوم ،تصور کن در رویای زندگیای که باید زندگی کنیم!
نظرات (۱)