آواز دل - زنده یاد بانو هایده / Hayedeh - Avaaze Del

آوامتن
آوامتن

به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبـــــری از جانانــــــه

دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه

از آواز دلم زمزمه ساز دلم من به فغانم
ای دل چه بگویم وز شررت چه بگویم حیرانم حیرانم


تو همان شرری که خرمن جان من بسوزی
تو که با نگهی به جان من شعله برفروزی

تو که از صنمی ندیده ای روی آشنایی
ز چه رو مه من تو این چنین کشته وفایی


تا تو همدم شبهای منی شبها شاهد تبهای منی

همچون آتشی شعله میکشی شمع هر انجمنی

تا تو همدم شبهای منی شبها شاهد تبهای منی

همچون آتشی شعله میکشی شمع هر انجمنی


ای دل ز تو ما را چه نصیبی بود
گشتم ز تو رسوا چه فریبی بود


غمهای جهان را تو خریداری
آخر تن ما را چه شکیبی بود


به کجا به کجا بری ام ای دل رسوا
بری ام ای دل رسوا
نکنی تو چرا پروا تو چرا پروا


به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه دیوانه

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

آواز دل - زنده یاد بانو هایده / Hayedeh - Avaaze Del

۰ لایک
۰ نظر

به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبـــــری از جانانــــــه

دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه

از آواز دلم زمزمه ساز دلم من به فغانم
ای دل چه بگویم وز شررت چه بگویم حیرانم حیرانم


تو همان شرری که خرمن جان من بسوزی
تو که با نگهی به جان من شعله برفروزی

تو که از صنمی ندیده ای روی آشنایی
ز چه رو مه من تو این چنین کشته وفایی


تا تو همدم شبهای منی شبها شاهد تبهای منی

همچون آتشی شعله میکشی شمع هر انجمنی

تا تو همدم شبهای منی شبها شاهد تبهای منی

همچون آتشی شعله میکشی شمع هر انجمنی


ای دل ز تو ما را چه نصیبی بود
گشتم ز تو رسوا چه فریبی بود


غمهای جهان را تو خریداری
آخر تن ما را چه شکیبی بود


به کجا به کجا بری ام ای دل رسوا
بری ام ای دل رسوا
نکنی تو چرا پروا تو چرا پروا


به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه دیوانه

موسیقی و هنر