میکس من از انیمه sonny boy + واکنش خودم در توضیحات
منبع از : انیمه هاردساب
نمیتونستم تصمیم بگیرم این انیمه رو معرفی کنم یا نه پس به جاش واکنشم رو نوشتم.
برای دومین بار تماشاش کردم ، دفعه اول بهم یه حس خالی بودن داد یا بهتر بگم پوچی؛ اپیزودهای بیشتری میخواستم شاید چون درکش نکرده بودم ، اما اینبار ۱۲ اپیزود حس دو فصل رو بهم داد و قسمت آخر به نظرم کامل اومد و دیگه نیازی به داستان بیشتر نداشتم .
خب حالا یکم از خود انیمه صحبت کنیم ، کل داستان یه علامت سوال بزرگه هرچی جلوتر میری بین فهمیدن و نفهمیدن گیر میکنی و وقتی داری در مسیر درک کردنش گم میشی ، پرتت می کنه به واقعیت و روتین عادی ، همون پوچی .
می دونین میشه گفت سانی بوی داره از نیاز به راکد بودن حرف میزنه و اینکه یه زماناهایی هست که همه ما می خواهیم برای مدتی از واقعیتا و مسئولیتامون پرت شیم به بُعد راکد بودن ، اینکه چقدر طول میکشه تا از این بعد خسته بشیم و بخوایم برگردیم، برای هرکدوم از ما فرق داره ولی باز هم وقتی در این بعدیم خوشحال نیستیم ، وقتیم که برمی گردیم باز هم تضمینی برای بدست آوردن خوشحالی و رضایت نیست ، رضایت یکی از ما در موندنه و دیگری در رفتنه ، این انتخابا ترسناکن و دردناکن ،ما رو ممکنه از آدم هایی که دوست داریم دور کنن اما خب اگر چیزی میخوایم باید چیزی بدیم قانون دنیای سانی بوی همینه .
دیدن این انیمه کمک کرد بفهمم که از بعد راکدی که زیاد از واقعیت الان ما دور نیست خسته شدم ، پس بالاخره گوشی رو گذاشتم کنار ، از تخت اومدم پایین و یه فکری به حال گرسنگیم کردم ، سوپ های من عالی از آب در میان. شروع بدی برای برگشتن به روتین های خسته کنندم نبود :)
نظرات