Skip to main content
۴۷ بازدید

  • Rezvan
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • EXO-BTS-ZAHRA ( منعکس شده مین شوگا )
  • دریا
  • Kairah
  • [❣❀ℳ♡[❣❀BTS♡

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت هشتاد و شش

جیمین نگاهی بهش انداخت و دستاشو نشون داد و گفت: عزیزم سوییچ ماشین و کیف پولم دستمه. وگرنه درو برات باز میکردم!
روشو اونطرف کرد و جلوی چشمای متعجب مین هیوری وارد هتل شد. مین هیوری با حرص در ماشینو باز کرد که دید جیمین داره از تو هتل برمیگرده.
مین هیوری: چیشد؟
جیمین همونجور که سوار ماشین میشد گفت: نمیبینی ! از همین اولش اینجا مشکل داره! پارکینگ نداره! پارکینگ خیلی مهمه!
مین هیوری یکم مکث کرد.
مین هیوری: عاااره پارکینگ خیلی مهمه ! بشین بریم.
نشستن.

سالن دوم :

جیمین با وحشت زدگی به مردی که اونجا بود گفت: چیییییییی؟ سالن عروسیتون دکورش قابل تغییر نیست؟
قبل مرد مین هیوری جواب داد: اخه عشقم خب دکورش خوبه که!
جیمین: نه نه نه هرگز!!! من تو سالنی که با دکورش خیلی های دیگه عروسی کردن عروسی نمیکنم! دکور عروسی من باید مختص به خود عروسی من باشه!

سالن سوم:
جیمین: کثیفه!
مین هیوری: تمیز میشه!
جیمین: منظورم فضاشه!
مین هیوری با تعجب به جیمین نگاه کرد.
مین هیوری: یعنی چی جیمین؟ چرا الکی ایراد میگیری؟
جیمین با اخم گفت: متوجه نمیشی؟
دستشو انداخت دور شونه مین هیوری و به گوشه ای اشاره کرد.
جیمین: اونجا رو ببین ! میتونم حس کنم اونجا سه چهاردفعه سکس انجام شده.
به میز اشاره کرد و ادامه داد: میزشو ببین! داره داد میزنه همش روش بکن بکن و دیش دان داران!
به صندلی و کاناپه عروس و داماد اشاره کرد و گفت: اونجارو که دیگه نگوووو! من مطمئنم رییس این سالن خودش از این سالن به عنوان مکان استفاده کرده!
مین هیوری وحشت زده گفت: وای نه! بیا سریعتر از این جا بریم!
....و بدین ترتیب سالن هیفدهم:

جیمین و مین هیوری وارد سالن شدن. مین هیوری خیلی خوشحال بود. جیمین استرس داشت. اونجا یه سالن بی نقص و کاملا اختصاصی توی یک کشتی فوق العاده بود.
مین هیوری: وااای فکر کنم بلاخره سالن رویایی مون رو پیدا کردیم!!!
جیمین به سختی آب دهنش رو قورت داد و گفت: خ...خب باید ببینیم رییسش چطوریه!
همون موقع یک مرد کت و شلواری خیلی شیک اومد سمتشون. مرد تعظیم کوتاهی کرد و با جیمین مین هیوری دست داد.
مرد: شبتون بخیر! خوش اومدین! هوانگ جی پارک هستم.
جیمین و مین هیوری دست دادن.
مین هیوری با ذوق گفت: شین مین هیوری هستم و ایشون هم همسرم پارک جیمین!
جیمین: خشبختم.
مین هیوری به جیمین نگاه کرد و چشمکی زد که یعنی رییسش هم حله!



گزارش تخلف