t.

۲۹۰ نظر گزارش تخلف
Zeus
Zeus

مردم از چیزی که نمی‌فهمند، می‌ترسند؛ نه لزوماً چون آن چیز خطرناک است، بلکه چون حضورش به آن‌ها یادآوری می‌کند که جهان، برخلاف میلشان، موظف نیست قابل‌درک باشد.

انسان برای هر ناشناخته‌ای نامی می‌سازد، برای هر تناقضی توضیحی می‌تراشد و برای هر چیزی که از مرزهای عقلش عبور کند، حکمی صادر می‌کند. نه برای کشف حقیقت، بلکه برای آن‌که مجبور نباشد با احتمالِ ندانستن زندگی کند.

شاید به همین دلیل است که هیولاها همیشه در تاریکی متولد می‌شوند؛ نه از آن‌چه واقعاً آن‌جا پنهان شده، بلکه از آن‌چه ذهن انسان قادر به تصورش نیست.

و من گمان می‌کنم ترسناک‌ترین حقیقت این است که هیچ حقیقتی وجود ندارد که برای نجات ما از پوچی، خودش را موظف به اثبات کند.

جهان سکوت می‌کند. انسان از این سکوت وحشت می‌کند و نامش را خدا، جنون، شر یا سرنوشت می‌گذارد.

اما سکوت، همچنان سکوت است.

و شاید تمام تمدن ما چیزی جز تلاشی طولانی برای فرار از این حقیقت نباشد که در جهانی بی‌تفاوت، فهمیدن الزاماً به معنای نجات یافتن نیست.

نظرات (۲۹۰)

Loading...

توضیحات

t.
۱۴ لایک
۲۹۰ نظر

مردم از چیزی که نمی‌فهمند، می‌ترسند؛ نه لزوماً چون آن چیز خطرناک است، بلکه چون حضورش به آن‌ها یادآوری می‌کند که جهان، برخلاف میلشان، موظف نیست قابل‌درک باشد.

انسان برای هر ناشناخته‌ای نامی می‌سازد، برای هر تناقضی توضیحی می‌تراشد و برای هر چیزی که از مرزهای عقلش عبور کند، حکمی صادر می‌کند. نه برای کشف حقیقت، بلکه برای آن‌که مجبور نباشد با احتمالِ ندانستن زندگی کند.

شاید به همین دلیل است که هیولاها همیشه در تاریکی متولد می‌شوند؛ نه از آن‌چه واقعاً آن‌جا پنهان شده، بلکه از آن‌چه ذهن انسان قادر به تصورش نیست.

و من گمان می‌کنم ترسناک‌ترین حقیقت این است که هیچ حقیقتی وجود ندارد که برای نجات ما از پوچی، خودش را موظف به اثبات کند.

جهان سکوت می‌کند. انسان از این سکوت وحشت می‌کند و نامش را خدا، جنون، شر یا سرنوشت می‌گذارد.

اما سکوت، همچنان سکوت است.

و شاید تمام تمدن ما چیزی جز تلاشی طولانی برای فرار از این حقیقت نباشد که در جهانی بی‌تفاوت، فهمیدن الزاماً به معنای نجات یافتن نیست.