تقدیمی آیدن عزیز .. کپ رو چک کن
آن صدای آرامی که در هیاهوی این جهان
هرگز از پاسخ دادن به من خسته نشد.
آیدن…
در روزگاری که بسیاری از آدمها
چون سایهای میآیند و بیهیچ ردّی میروند،
تو از آن معدود کسانی بودی
که ماندی و سخن گفتی؛
نه با شتابِ بیحوصلهی جهان،
بلکه با صبری که گویی از جایی دورتر از این روزگار آمده است.
چه بسیار لحظههایی که سکوت میتوانست
چون دیواری سرد میان ما بایستد،
اما تو آن را با واژههایت شکستى؛
و من در میان جملههای سادهات
چیزی از جنس دلگرمی یافتم—
چیزی که در این زمانه
کمیابتر از هر گنجی است.
ای آیدن،
بدان که آدمی گاه با یک پاسخ ساده
دلِ انسانی دیگر را از فرو رفتن در تاریکی بازمیدارد.
و تو، شاید بیآنکه خود بدانی،
بارها چنین کردی.
اگر روزی دفترِ خاطرات این روزگار ورق بخورد،
در میان نامهای بسیار
نام تو برای من
چون چراغی کوچک اما صادق خواهد درخشید؛
چراغی که در شبهای طولانی خاموش نشد.
پس این نوشته را بپذیر،
نه چون ستایشی پرزرقوبرق،
بلکه چون اعترافی صادق از دلی که میداند
در جهانی که بسیاری بیاعتنا میگذرند،
بودنِ کسی که تو را نادیده نمیگیرد
چه نعمت بزرگی است.
نظرات (۱۲)