Skip to main content
۲۰ بازدید

  • #دخیـ شطونـ بلاـ ـدوستـ دخترعزرائیل
  • I.P.D
  • ...

میتیلز قسمت 55

Armita-m
Armita-m
منتشر شده در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۵

یوکی: چیه؟
سلتی: مگه الان هوا گرم نیست؟
یوکی: نه هوا سرده… خب گرمه دیگههههه
سلتی: خب پس چرا شاخه های اون درخت برفی شدن؟
اینو گفت و به درخت اشاره کرد
یوکی:باید از اون … اسمش چی بود؟
سلتی: لوکاس
یوکی: اها…باید ازش یه چی بپرسم
اینو گفت و از پشت بوم پرید پایین
سلتی داد زد: الان با این کارت میخواستی بگی خیلی اینکاره اییییییی؟
یوکی داد زد: اگه راست میگی بیا پایین از پشت بوم
سلتی زیر لب گفت: خودت خواستی…
دویید سمت لبه ی پشت بوم و پرید پایین
یوکی: ایو…
سریع حرفشو قطع کرد
سلتی تعظیم کرد و گفت: خواهش میکنم ،خیلی ممنون، کاری نکردم
یوکی: خود درگیری داری… کسی چیزی نگفت
سلتی: هه هه تو گفتی ایول
یوکی: توهم زدی
سلتی: زود باش بریم دنبال لوکاس
سلتی رفت سمت راست و طرف خونه های قدیمی
یوکی:اونجا نیست اونوره
سلتی: اها…



گزارش تخلف