خاکسترِ ماهِ صورتی_کپ'

۱۶۰ نظر گزارش تخلف
ᴋɪᴍ sᴀᴏᴜɴɢ ࣪⊹ ˖ᴀʀᴍʏ ♡ ʙᴛꜱ ⊹ ᴊᴇꜰꜰᴇʀ ꜰᴏʀᴇᴠᴇʀ

ترس از دست دادنت، مرا تا نوک قله کشاند.
می‌خواستم سقوط کنم… شاید ترس من، نگاهت را برگرداند!

تو قلبت را به دیگری تعارف کردی،
و من از پشت شیشه،
با چشم‌های براق، بغض نگاهت کردم.
شاید این سرنوشت من است؛

شب‌ها سرد، روزها خاکستری.
کاش می‌دانستی قصدم چیست_

می‌خواهم ته‌مانده شادی‌ام را به قلبت هدیه کنم،
و خاکستر سردت را
به دل ساده‌ام ببخشم.

دوستت دارم…
به همان اندازه که ماه،
گاهی صورتی میشود!

کیـم سـایـونـگ به ___

نظرات (۱۶۰)

Loading...

توضیحات

خاکسترِ ماهِ صورتی_کپ'

۲۶ لایک
۱۶۰ نظر

ترس از دست دادنت، مرا تا نوک قله کشاند.
می‌خواستم سقوط کنم… شاید ترس من، نگاهت را برگرداند!

تو قلبت را به دیگری تعارف کردی،
و من از پشت شیشه،
با چشم‌های براق، بغض نگاهت کردم.
شاید این سرنوشت من است؛

شب‌ها سرد، روزها خاکستری.
کاش می‌دانستی قصدم چیست_

می‌خواهم ته‌مانده شادی‌ام را به قلبت هدیه کنم،
و خاکستر سردت را
به دل ساده‌ام ببخشم.

دوستت دارم…
به همان اندازه که ماه،
گاهی صورتی میشود!

کیـم سـایـونـگ به ___