Skip to main content
۱۲ بازدید

  • felic
  • ✌ZAHRA✌
  • بسته
  • ONE
  • نقطه سر خط

پارت هفدهم(بهشت تاریک)

felic
felic
منتشر شده در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۹۸

(از زبان کریس)
از ظهر تا عصر داشتیم بازی می کردیم.و منه بدبخت رو مجبور کردن خودمو شبیه الاغ کنم تا ایوندی سوارم بشه.آخ چقدر حرص خوردم و اونا خندیدن بیشتر از همه کتی اصن این دختره یچیزی داره که من جلوش کم میارم!هیچوقت حاضر نبودم غرورمو بشکنم و برم سمت یه دخترهمیشه دخترا بودن که بهم نزدیک میشدن!برای همین کتی برام متفاوت بود.درسته پسم زده بود دوسم نداشت ولی من دلم میخواد باهاش باشم حتی اگه شده به عنوان یه دوست.همگی آماده شده بودن و رفته بودن سوار اتوبوس.منم سریع گیتارمو برداشتم و سوار اتوبوس شدم یه نگاهی به داخل انداختم اتوبوس پر شده بود فقط یه جای خالی کنار کتی بود.می دونستم دوست نداره ولی فعلا چاره ای نداشتم و رفتم کنارش نشستم.سرش تو گوشیش بود و متوجه نشده بود.ولی یکدفعه برگشت که با هم چشم تو چشم شدیم.
(از زبان کاترین)
رفتم داخل اتوبوس و اولین جای خالی که گیرم اومد نشستم.و بعدش گوشیمو در آوردم تا چکش کنم که 20 تا پیام اومده بود همشم پسر عموم بود یعنی داداش ایوندی.گفته بود:هوی الاغ رسیدی؟-ایوندی گوشیش همیشه رو بیصداهه تو چرا جواب نمیدی؟-گوریل کجایی؟-عنتر-خنگول-منگول-کره خر-بی شعور...و همینجور تا آخر فحش داده بود و آخرشم نوشته بود:(آخی فحشام ته کشید#__#).منم میخواستم جوابشو بدم که احساس کردم کسی کنارم نشست.نگاهی انداختم که با کریس چشم تو چشم شدم.چند لحظه نگاش کردم که لبخند مهربونی زد و گفت-ببخشید جا نبود اگه ناراحتی میتونم به لوسی بگم بیاد اینجا من پیش ایوندی میشینم.
منم سریع گفتم-نه این چه حرفیه چرا نارحت باشم راحت باش.
دوباره گفت-فکر کردم بخاطر قضیه ی اخیر
دوباره سریع گفتم-میشه اون شب رو فراموش کنی؟کاری که کردم خیلی بچگانه بود.معذرت میخوام.
کریس-نه من باید معذرت بخوام تقصیر من بود ببخشید.
من-خب حالا ولش کن مهم نیست!
کریس-پس آشتی میتونیم با هم دو دوست صمیمی باشیم؟
و دستشو به سمتم گرفت.لبخندی زدم و دستشو فشار دادم و گفتم-حتما.
و تا وقتی برسیم با پسر عموم کل کل کردم آشغاال!
.......



گزارش تخلف