حر ابن یزید ریاحی

۰ نظر
گزارش تخلف
lup
lup

اصول عقاید > معاد > برزخ >
حکایت شاه اسماعیل و تازه ماندن زخم حر بن یزید ریاحیفارسینسخه موبایل 6253 نمایش |
در کتاب "تنقیح المقال" مامقانی نقل میکند از حائری از سید نعمة الله جزائری در کتاب «انوار نعمانیه» که او میگوید: ‎ جماعتی از مردمان معتمد و موثق برای من نقل کردند که چون شاه اسمعیل بغداد را به تصرف خود درآورد برای زیارت قبر حضرت سید الشهداء (ع) کربلا آمد. و چون از بعضی از مردم شنیده بود که به حر بن یزید ریاحی طعن میزنند، به سمت قبر حر آمد و دستور داد قبر حر را نبش کنند. چون قبر حر را نبش کردند، دیدند که به همان هیئت و کیفیتی که کشته شده است خوابیده است، و بر سر او دستمالی دیدند که با آن سر حر بسته شده بود.
شاه اسمعیل نورالله مضجعه چون در کتب سیر و تواریخ خوانده بود که در واقعه کربلا که سر حر مورد اصابت قرار گرفت و حضرت سید الشهداء علیه السلام دستمال خود را بر سر حر بستند و حر با همان دستمال دفن شده است، برای باز کردن و برداشتن دستمال تصمیم گرفت. چون آن دستمال را باز کردند خون از سر حر جاری شد بطوریکه از آن خون قبر پر شد و چون دستمال را بستند خون باز ایستاد و چون دوباره باز کردند خون جاری شد. و هر چه کردند که بتوانند آن خون را به غیر از همان دستمال بندبیاورند و از جریانش جلوگیری کنند میسر نشد. و از اینجا دانستند که این قضیه موهبت الهی است که نصیب حر شده است و به سبب حسن حال حر و سعادتمندی اوست که چنین کرامتی برای او مانده است. شاه اسمعیل دستور داد قبه ای بر مزار او بنا کردند و خادمی را بر آن گماشت تا آن بقعه را خدمت کند. این مسائل همگی دلالت بر ارتباط عالم برزخ با این عالم دارد.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

حر ابن یزید ریاحی

۰ لایک
۰ نظر

اصول عقاید > معاد > برزخ >
حکایت شاه اسماعیل و تازه ماندن زخم حر بن یزید ریاحیفارسینسخه موبایل 6253 نمایش |
در کتاب "تنقیح المقال" مامقانی نقل میکند از حائری از سید نعمة الله جزائری در کتاب «انوار نعمانیه» که او میگوید: ‎ جماعتی از مردمان معتمد و موثق برای من نقل کردند که چون شاه اسمعیل بغداد را به تصرف خود درآورد برای زیارت قبر حضرت سید الشهداء (ع) کربلا آمد. و چون از بعضی از مردم شنیده بود که به حر بن یزید ریاحی طعن میزنند، به سمت قبر حر آمد و دستور داد قبر حر را نبش کنند. چون قبر حر را نبش کردند، دیدند که به همان هیئت و کیفیتی که کشته شده است خوابیده است، و بر سر او دستمالی دیدند که با آن سر حر بسته شده بود.
شاه اسمعیل نورالله مضجعه چون در کتب سیر و تواریخ خوانده بود که در واقعه کربلا که سر حر مورد اصابت قرار گرفت و حضرت سید الشهداء علیه السلام دستمال خود را بر سر حر بستند و حر با همان دستمال دفن شده است، برای باز کردن و برداشتن دستمال تصمیم گرفت. چون آن دستمال را باز کردند خون از سر حر جاری شد بطوریکه از آن خون قبر پر شد و چون دستمال را بستند خون باز ایستاد و چون دوباره باز کردند خون جاری شد. و هر چه کردند که بتوانند آن خون را به غیر از همان دستمال بندبیاورند و از جریانش جلوگیری کنند میسر نشد. و از اینجا دانستند که این قضیه موهبت الهی است که نصیب حر شده است و به سبب حسن حال حر و سعادتمندی اوست که چنین کرامتی برای او مانده است. شاه اسمعیل دستور داد قبه ای بر مزار او بنا کردند و خادمی را بر آن گماشت تا آن بقعه را خدمت کند. این مسائل همگی دلالت بر ارتباط عالم برزخ با این عالم دارد.

مذهبی