حسن رحیم پور ازغدی در خیابان انقلاب 1405.04.03

۰ نظر گزارش تخلف
Akbarifarshid _ فرشید اکبری - farshid akbari
Akbarifarshid _ فرشید اکبری - farshid akbari

#من پیشاپیش
#شما را
#راه نمودم...

#حیَّ_علی_الاصول

خطبه 35 نهج‌البلاغهٔ امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام:
ستایش مخصوص خداوند است، هرچند روزگار، حوادث سنگین و مهم (و دردناکی برای ما) پیش آورده است و گواهی می‌دهم که معبودی جز خداوند یگانه نیست، شریکی ندارد و معبودی با او نمی‌باشد و گواهی می‌دهم که محمّد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) بنده (برگزیده) و فرستادۀ او است.
اما بعد‌؛ نافرمانی از دستور نصیحت‌کنندۀ مهربان دانای باتجربه، موجب حسرت و اندوه می‌گردد و پشیمانی به بار می‌آورد. من، دربارۀ مسئلۀ حکمیت(مذاکره با معاویه)، فرمان خود را به شما گفتم و نظر خالص خویش را در اختیار شما گذاردم، اگر به سخنان قصیر، گوش داده می‌شد (چه نیکو بود)! ولی شما مانند مخالفان جفاکار و عصیانگران پیمان‌شکن (از قبول سخنانم) امتناع کردید، تا آنجا که گوئی نصیحت‌کننده در پند خویش به تردید افتاد و از ادامۀ اندرز خودداری کرد.
مقصود امام این است که من به ‌موقع به شما نصیحت کردم. گفتم: «کار جنگ را یکسره کنید که چیزی به پیروزی نهایی باقی نمانده و اگر کوتاهی کنید، معاویه و یارانش درصدد حیله و تزویر برمی‌آیند. ولی شما به گفتار من گوش دل فراندادید و فریب بلند کردن قرآن‌ها بر سر نیزه‌ها را خوردید و تن به حکمیت دادید و آن‌قدر #اصرار کردید که من به‌ناچار #اجازه دادم و حالا که کار از کار گذشته و به هوش آمده و پشیمان شده‌اید، بدانید که این پشیمانی سودی ندارد.»

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

حسن رحیم پور ازغدی در خیابان انقلاب 1405.04.03

۰ لایک
۰ نظر

#من پیشاپیش
#شما را
#راه نمودم...

#حیَّ_علی_الاصول

خطبه 35 نهج‌البلاغهٔ امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام:
ستایش مخصوص خداوند است، هرچند روزگار، حوادث سنگین و مهم (و دردناکی برای ما) پیش آورده است و گواهی می‌دهم که معبودی جز خداوند یگانه نیست، شریکی ندارد و معبودی با او نمی‌باشد و گواهی می‌دهم که محمّد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) بنده (برگزیده) و فرستادۀ او است.
اما بعد‌؛ نافرمانی از دستور نصیحت‌کنندۀ مهربان دانای باتجربه، موجب حسرت و اندوه می‌گردد و پشیمانی به بار می‌آورد. من، دربارۀ مسئلۀ حکمیت(مذاکره با معاویه)، فرمان خود را به شما گفتم و نظر خالص خویش را در اختیار شما گذاردم، اگر به سخنان قصیر، گوش داده می‌شد (چه نیکو بود)! ولی شما مانند مخالفان جفاکار و عصیانگران پیمان‌شکن (از قبول سخنانم) امتناع کردید، تا آنجا که گوئی نصیحت‌کننده در پند خویش به تردید افتاد و از ادامۀ اندرز خودداری کرد.
مقصود امام این است که من به ‌موقع به شما نصیحت کردم. گفتم: «کار جنگ را یکسره کنید که چیزی به پیروزی نهایی باقی نمانده و اگر کوتاهی کنید، معاویه و یارانش درصدد حیله و تزویر برمی‌آیند. ولی شما به گفتار من گوش دل فراندادید و فریب بلند کردن قرآن‌ها بر سر نیزه‌ها را خوردید و تن به حکمیت دادید و آن‌قدر #اصرار کردید که من به‌ناچار #اجازه دادم و حالا که کار از کار گذشته و به هوش آمده و پشیمان شده‌اید، بدانید که این پشیمانی سودی ندارد.»