مخاطب؟؟! (کپ~)

۲۹ نظر گزارش تخلف
رافــتالـیـا (مـاهـزاد آیـدِن) (دلتنـگ شاهـزادم)

دیشب که از خانه بیرون زدم، هوا بوی آرامش میداد و ماه کامل، درست بالای سرم، مثل یادی شیرین معلق بود. به آن دایره روشن نگاه کردم و ناخواسته تصویر صورت زیبای تو از میان خاطراتم عبور کرد؛ شبی که مرا بوسیدی، شبی که گفتم دوستت دارم و قلبم از ترس و شوق یکجا میتپید. ماهِ امشب، بی‌ آنکه چیزی بگوید، همه آن لحظه‌ ها را برایم زنده کرد و مرا به گریه انداخت و یکهو، قلبم به تپشی افتاد، جوری که منتظر مرگ بودم؛ انگار خودش میدانست دلم هنوز همانجا گیر کرده است، کنار تو
همان شب زود گذر و تکرار نشدنی......

1405/01/14

نظرات (۲۹)

Loading...

توضیحات

مخاطب؟؟! (کپ~)

۱۸ لایک
۲۹ نظر

دیشب که از خانه بیرون زدم، هوا بوی آرامش میداد و ماه کامل، درست بالای سرم، مثل یادی شیرین معلق بود. به آن دایره روشن نگاه کردم و ناخواسته تصویر صورت زیبای تو از میان خاطراتم عبور کرد؛ شبی که مرا بوسیدی، شبی که گفتم دوستت دارم و قلبم از ترس و شوق یکجا میتپید. ماهِ امشب، بی‌ آنکه چیزی بگوید، همه آن لحظه‌ ها را برایم زنده کرد و مرا به گریه انداخت و یکهو، قلبم به تپشی افتاد، جوری که منتظر مرگ بودم؛ انگار خودش میدانست دلم هنوز همانجا گیر کرده است، کنار تو
همان شب زود گذر و تکرار نشدنی......

1405/01/14