P15 ¹⁰
I
بیست دقیقه بعد، مینهو کاشون کاشون پسر بلندتر رو با خودش به سمت آپارتمانش کشید و زیر لب بهش بد و بیراه گفت. وقتی به دم در خونه هیونجین رسیدن، مینهو شبیه کسایی که اومدن دزدی و زدن صاحبخونه رو ناکار کردن، انگشت شست هیونجین رو بالا آورد و روی حسگر قفل در گذاشت و در با صدای تقی باز شد. این بهترین موقعیت برای دزدی از هیونجین بود.
با هزار زحمت صاحبخونه مست و بیهوش رو به مبل رسوند و مجبورش کرد روی مبل دراز بکشه. کفشهاش رو در آورد و به سمت جاکفشی برد. بطریهای الکل جای خونه به چشم میخورد. روی میز جلوی کاناپه، روی اوپن آشپزخونه، روی میز بالکن و حتی از لای در اتاق مشخص بود چندتایی هم توی اتاقش هست.
پست بعدی...
نظرات