آدم چرا دل خوش ندارد

سوته دلان
سوته دلان

هوا گرم ست و آتش  در نفس دارد
این فصل تابستان  عجب سرمای آدم کشی  دارد 
غروبش یک آسمان  بغض محزون  در گلو حبس دارد
شب اش  هم انگار که راه و بیراه ترس دارد
روز هایش پر ز حادثه  و همه درد دارد
داد ثانیه هایش ختم به قفس دارد
شهر گریان و  خیابان هایش حسرت و  کوچه هایش یاس دارد
خوشبختی هم اینجا  لباسی مندرس دارد
این همه دارد آدم دارد و فقط یکی ندارد
آدم‌چرا دل خوش ندارد
شاعر : تورج توجی

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

آدم چرا دل خوش ندارد

۰ لایک
۰ نظر

هوا گرم ست و آتش  در نفس دارد
این فصل تابستان  عجب سرمای آدم کشی  دارد 
غروبش یک آسمان  بغض محزون  در گلو حبس دارد
شب اش  هم انگار که راه و بیراه ترس دارد
روز هایش پر ز حادثه  و همه درد دارد
داد ثانیه هایش ختم به قفس دارد
شهر گریان و  خیابان هایش حسرت و  کوچه هایش یاس دارد
خوشبختی هم اینجا  لباسی مندرس دارد
این همه دارد آدم دارد و فقط یکی ندارد
آدم‌چرا دل خوش ندارد
شاعر : تورج توجی

موسیقی و هنر