دوستان اگر خیلی کنجکاوی قلقلکتون میده بفرمایید کپ
خب دوستان همونطور گفتم من حتی قبل از این همه اتفاقات تلخ از طریق اکانت بستنی نارنگی باهاتون آشنا شدم، یعنی اون وقتی اکانت زد منم کنارش بودم ولی هیچ وقت خودمو معرفی نکردم چون اصلا دلیلی نداشت، من فقط چون دل بستنیمو نشکونم اومدم تو اکانتش،
خلاصه بعد از وضعیت الان بستنی من همچنان توی اون اک بودم و داشتم آبنبات توت فرنگی رو زیر نظر میگرفتم تا یک وقت غصه بستنی اونو وادار به کار خطرناکی نکنه
وقتی آوا عزیز سر بحث رو باز کرد من فهمیدم آبنبات قصد داره اون کار خطرناک رو انجام بده
به عبارتی آوا عزیز به من کمک بزرگی کرد چون اگر اون نبود من نمیتونستم خودمو زود به آبنبات کوچولوم برسونم
آخه من و یکی دیگه از خواهرام که نمیشناسینش بخاطر شرایط بستنی تو تهران بودیم و آبنبات تو گیلان وقتی قضیه رو فهمیدم با داداش و همون خواهرم اومدیم گیلان و سریعا آبنبات رو رسوندیم بیمارستان چون قرص خورده بود، بعد از شستشو معده دکترا تونستن نجاتش بدن
و ما شانس آوردیم که زود رسیدیم وگرنه اونم الان یا پیش بستنی بود یا پیش خواهر دیگم که فوت شده:ناراحت:
نظرات (۹)