حسن ستار، حیدرخان، شعر و آهنگ ایرج طاهری
حیدرخان حیدرخان پاشو که وقت کاره حیدرخان حیدرخان هنگام کار زاره
چشمای پیر مادر هر آن در انتظاره از مردن عدالت غمگین و بیقراره
تازش به خط دشمن رسم چابک سواره حیدرخان حیدرخان
تیر مردانگی را بیرون بیار از ترکش شمشیر عدل خود را بر روی دشمن بکش
حیدرخان حیدرخان
سردار لشکر عدل به پاخیز با مفهوم ازادی در امیز
سالار مرد مردان به خود باش حس شهامت ما برانگیز
پاشو که ظلم و بیداد رسیده تا نهایت خط بطلان کشیده بر لوح ادمیت
با اسب تند و سرکش به سوی دشمن بتاز یا پیروزی بدست آر یا جان خود را بباز
حیدرخان حیدرخان پاشو که وقت کاره حیدرخان حیدرخان هنگام کار زاره
چشمای پیر مادر هر ان در انتظاره از مردن عدالت غمگین و بی قراره
تازش به خط دشمن رسم چابک سواره حیدرخان حیدرخان
تیر مردانگی را بیرون بیار از ترکش شمشیر عدل خود را بر روی دشمن بکش
حیدرخان حیدرخان پاشو که وقت کاره حیدرخان حیدرخان هنگام کار زاره
چشمای پیر مادر هر ان در انتظاره از مردن عدالت غمگین و بی قراره
تازش به خط دشمن رسم چابک سواره حیدرخان حیدرخان
تیر مردانگی را بیرون بیار از ترکش شمشیر عدل خود را بر روی دشمن بکش
نظرات