سوره المزمل
سوره المزمل با یکی از لطیفترین و در عین حال پررمزترین فراخوانهای قرآنی آغاز میشود:
«یَـٰٓأَیُّهَا ٱلْمُزَّمِّلُ»
«ای جامهبهخودپیچیده...»
در ظاهر، خطاب به پیامبر اسلام است که در آغاز بعثت، شبهنگام، جامه بر خود پیچیده و در مراقبهای عمیق یا شاید در اضطرابی عمیق فرورفته است. اما اگر این تصویر را در چارچوب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ ببینیم، درمییابیم که این سوره، روایت لحظه بیداری روان از خوابی طولانیست؛ آغاز سفری از درون تاریکی به روشنایی، از تردید به ایستادگی، و از پراکندگی روانی به تمرکز و اتصال.
«مزمل» تنها یک پوشش فیزیکی نیست؛ استعارهایست از وضعیت روانی انسانی که هنوز در پردهی ترس، تردید، و ابهام پیچیده شده است. سوره، با نرمی و در عین حال قاطعیت، از این انسان دعوت میکند: برخیز. شب را بیدار باش. در تاریکی با خود خلوت کن. آماده شو برای سفری که باید درونت را دگرگون کند.
نظرات