کپشن قسمت 3 داستان POOLS.....نظرتونو بگید
اسم:POOLS(استخر ها)
قسمت ۳(کابوس)
مینی از اتاق بیرون رفت و دید که دوباره به استخر رفته است،او نمیتوانست این را باور کند…
بدن خسته ی خود را به دیوار تکیه میدهد و با خود خاطره های گذشتش را مرور میکند،ولی مطمئن میشود که نباید تسلیم شوم و باید ادامه بدم،باید راه فرار را پیدا کنم…
دوباره به راه ادامه میدهد…و متوجه میشود اینجا فرق کرده است!سقف ها قدیمی تر شدن،رد پای خونی در کف این استخر است…همه چیز عجیب بود!
ناگهان به گودال تاریکی که قبلاً دیده بود برمیخورد،ولی از درون گودال صدا هایی مثل نفس کشیدن یا جیغ زدن افراد…افرادی که داد میزدن و التماس میکردن مارا از این گودال بیرون بیار،ناگهان از گودال کلی خون پاشید و مینی کامل خونی شد!
مینی با ترس و لرزش بدن خود را درون گودال میاندازد چون میداند که او هیچوقت نمیمیرد
ولی دیگر هیچی نمیبیند!هیچی نمیشنود و هیچی نمیبیند،چشمش را سیاهی فرا گرفته ولی یک صدای آرامی میآید و انگار یکی در گوش مینی به آرومی میگوید:
(یادت هست پدرت رو؟یا یادت رفته؟یادته اصلا چجوری به این استخر اومدی؟شاید هیچوقت نباید تابستان هوس استخر کنی!،شاید دیگر وقت خواب ابدی باشه!ولی دارم از رنج کشیدنت لذت میبرم!تو اینجا حبس شدی و راه فراری نیست!و این خیلی خنده داره که هنوز دنبال راه فرار هستی!)
مینی سعی میکند حرف بزند ولی حتی نمیتواند دهنش را حس کند…
ولی یکدفعه نور قرمزی را میبیند و فکر میکند این دیگر آخر است…
*قسمت سوم*
نظرات