انیمه سلام، من یه جادوگرم و کسی که دوستش دارم ازم معجون عشق خواسته! قسمت 3
در اعماق جنگل، کلبهای دنج و نسبتاً شلوغ در کنار دریاچه قرار دارد؛ جایی که یک جادوگر مرموز و ترسناک در آن زندگی میکند. اما در حقیقت، او دختر جوان و دوستداشتنیای به نام رز است که هنر ساخت معجونها را از مادربزرگ خردمندش آموخته است.
رز زندگی دور از هیاهوی مردم را دوست دارد، اما در گوشهای از قلبش آرزویی پنهان دارد؛ آرزوی یک شوالیه خوشچهره به نام سِر هاریج آذم که سالها پیش او را دیده بود.
چهار سال است که احساسات رز نسبت به هاریج در قلبش باقی مانده، اما او هرگز نمیتواند کاری در این باره انجام دهد؛ چرا که جادوگران خارج از مناسبات دنیای انسانها زندگی میکنند و به هیچ کشور یا مردی تعلق ندارند.
پس وقتی هاریج ناگهان جلوی در خانهاش ظاهر میشود و از او معجون عشق میخواهد، رز هم غافلگیر میشود و هم دلش میشکند. با اینکه زن دیگری قلب این شوالیه نجیبزاده را به دست آورده، رز تصمیم میگیرد به او کمک کند.
اما پیش از ساختن معجون، رز هاریج را برای تهیه هر یک از مواد لازم، به دنبال انجام یکسری مأموریتهای مضحک و عجیب میفرستد؛ به امید اینکه اتفاق اجتنابناپذیر را کمی به تأخیر بیندازد و بتواند از زمان کوتاهی که در کنار او دارد، بیشتر لذت ببرد.
نظرات