کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست - کربلایی حسن عطایی
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست
من سری دارم و در پای تو خواهم انداخت
خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست
ای عقل کل ای عشق تام
نون فوق نون و علیک السلام
و علیک سیدالاحرار
عشق بی تکرار
سیر نور تو دنباله دار
ابی عبدالله
عزت ممتد
رحمت بی حد
سایه ات مستدام تا ابد
ابی عبدالله
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت داغ فراق این همه ایامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ول نکنی
به تو سوگند که چشم از تو به انعامم نیست
ای لطف مست
ای سرپناه
من اوج درد
تو شدی تکیه گاه
رحمت باران
سوره ی انسان
ای غم و شادی تو امان
ابی عبدالله
ای صفا و سعی
نور کل شی
کل شی به عشق تو حی
ابی عبدالله
نظرات