جاوید...
نمیدونم چشماشونو چطور بستند که نمیبینند. گوشاشونو باچی گرفتند که نمیشنوند و چی میخواند؟ چی میخواند؟؟
ارزونی؟ آزادی؟ مگه کشتن بچههای ۷-۸ساله آزادشون میکنه؟
آره ارزون شد. دست بزنید، برقصید؛ تابوت یه متری ارزون شد. اشک مادر ارزون شد.
تنها چیزی که گرونه انسانیته.
آره. جاوید شاهزاده، جاوید اسرائیل، جاوید آمریکا، جاوید کومله، جاوید پژاک، جاوید همهی اونایی که با دست پر از فشنگ اومدن وسط و بچههامونو سپر خودشون کردن تا با خیال راحت نیروی نظامی رو بزنند. چطور خون گریه نکنیم وقتی بچههای خودمون رو سپر کردن تا خودمون رو بزنند؟
آره، جاوید باشید که ما کوری رو انتخاب کردیم. خیالتون راحت گوشامونو گرفتیم این شما و این پارههای تنمون.
...
ولی رفیق همینطور که نمیشنوی و نمیبینی اگه دور دلت هم سیمخاردار نکشیدی یه بار ازش بپرس واقعاً چی میخواد؟ اون چیزی که از خودتم پنهون کردی رو از ته دلت بکش بیرون. همونی که پشت بهانههات قایمش کردی.
میدونم خیلی سخته باهاش رو به رو بشی ولی یه بار با خودت رو راست باش.
راستی اگر دلت خواست فحش بدی؛ بده. ما راه و بیراه رو از همین فحشا پیدا کردیم و سمتی که شرافت بود ایستادیم.
ما سمتی ایستادیم که وقتی مردم به شاهتون گفتند «ح*رومزاده» شهیدمون گفت حق ندارید نسبت ناروا بهش بدید و فحاشی کنید.
ما سمت کسی ایستادیم که میگفتید معلوم نیست تو کدوم پستو و پناهگاه قایم شده ...
خلاصه رهبر ما، رهبری که از کشته شدنش خوشحالید با ما بود، مثل ما بود. تمام قد جلوی دشمن ایستاده بود. شاه شما کجاست؟ شنیدم جلوی طرفداراش. تو کشوری که امنیتش تامین بود پشت شیشهی ضد گلوله حرف میزد.
رفیق ما دشمن نیستیم. حق درای اگه اشتباه کردی ولی حواست باشه الان زمانیه که باید انتخاب کنی.
نظرات (۹۸)