سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۷۰

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۷
امیرم یه پیرهن مشکی که استیناشو تا ارنج بالا داده بود با شلوار مشکی کیارش و بنی هم مثل امیر بودن
باربدم یه شلوار مشکی پوشیده بود یه لباس که دو تا جیب رو سینه چپ و راستش داشتو رنگ سبز ابی بود خیلی بهش میومد عزیزم
هومن:ارزو به خدا خردیمون مردی؟
-بیشوور لیاقتم ندارین نگاهتون کنم
امیر:اره ما بی لیاقت بیایین بریم
کسی چیزی نگفتو رفتیم با اقا جون اینا خداحافظی کردیمو رفتیم پایین:خب۴ تا ماشین هست هر ماشین چهارتارو حمل کنه
باربد:من و اریا و بنیامین و یکی دیگه میخواد بیاد اسم بده
مانی:من میام
باربد:خوب پ من و اریا و بنیامین مانی
کاکا:من و علی و سینا و حالا که مانی رفت اون ور ارزو میاد
-اره هستم
امیر:من و مهیا و شیدا و هومن
الناز:من و ساناز و ازیتا و کیارش
کیارش:ننه منو با سه تا دختر نچ عیبه
الناز:پس ارزو با ما بیاد تو با اونا برو
ڪیارش:شوخی کردما بی جنبه
بهدم هر کی رفت سوار ماشینای مشخص شده رفت تو راه تاریخچه سینا و علی هم در اوردم:
سینا خداروشکر هم پدر داره هم مادر ولی مادربزرگ و پدربزرگ هم از طرف مادر هم از طرف مادر فوت شدن'اسم مامانش ثریا هست و۴۴ سالشه یه خاله داره که مجرده و داییشم یه پسر داره که کلاس دومیه 'باباشم ۴۵ سالشه بابا سهیلش و عمه نداره و عموشم مجرده یه داداشم داره سامان۲۸ سالشه و المان داره درس میخونه داداش سینامون عاشقم نشده فعلنا:/
علی هم پدر نداره و مامانش ملیحه اسمشه و۴۰ سالشه مادر و پدرشم فوت کردن و خواهر و برادرم نداره و تکه از خانواده پدری هم که عزیز و اقاجونش مردن یه عمو داره۲۶ سالشه و همسن و سالای خودشه و عمشم ۳۰ سالشه و تازه نامزد کرده علی هم یه خواهر داره به اسم آیلین۵ سالشه و چشم علی هم کسیو نگرفته