سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۴۸

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۶
اول طبق معمول رفتم تراسو و هوارو دیدم افتابی بود من یه شلوار لی سرمه ای با یه پیرهن سفید در اوردم دکمه هاشو بستمو استیناشم که چون بلند بود تا پایین انگشتام بود ندادم بالا همونجور گذاشتم باشه(بگما مدلشه) به مهیا ام یه شلوار مثل شلوار خودم ولی تنگ دادم با یه پیرهن چهارخونه قرمز تا روی رونش موهامو دم اسبی بستمو کرم ۻد افتابمم زدمو رفتیم بیرون شیدا ام یه شلوار لی اسمونی پوشیده بود با یه مانتو مشکی تا بالای زانوش و موهاشم باز گذاشته بودو یع شال مشکی سرش کرده بود کیارش و امیر و بنی تیپشون مثل هم بود یه شلوار مشکی که پایینش مچ بود با یه تیشرت سفید هومنم یه شلوار مثل شلوار امیر اینا با یه پیرهن طوسی که استیناشم تا ارنجش بالا زده بود باربدم یه شلوار لی مشکی با یه پیرهن مشکی و تیشرت زیرشم سفید بود اریا ام تیپش مثل باربد فقط پیرهن اریا طوسی بود همینجوری داشتم انالیزشون میکردم که با صدای باربد به خودم اومدم:مورد پسند خانم واقع شدیم؟
چشم غره ای بعش رفتمو در حالی میرفتم پایین گفتم:من که نه ولی مورد پسند سطل اشغالی سر کوچه چرا واقع شدی
به پایین رفتمو با اقا جون اینا خداحافظی کردم
ارام جون:ساعت۱۲ خونع باشیا دیگه تا بریم خونه ام ساکتو جمع کنی راه بیافتیم
-باشه ارام جون بای بای
زنگ خونه رو زدن بلههه مانی اینا اومدن مثل اینکه درو اقا محمود باز کردو ماها رفتیم:سلام کاکا سیا'سلام مامانی
مانی و کاکا سیا با بچها سلام و احوالپرسی کردنو مانی رو به من گفت:بینم تو مامان نداری که به من میگی مامانی؟
اومدم جواب بدم که صدا ارام جون از اف اف اومد:داره خوبشم داره
مانی:عه سلام خانم خوبین؟عیدتون مبارڪ
ارام جون:سلام مانی جان خوبیم تو خوبی؟عید توعم مبارڪ
کاکا سیا:سلام حاج خانم'خوبینن؟
صدایی از اف اف نیومد بله کاکا باید جنازشو بکنه مامانم حساسه بهش بگن حاج خانم من و بچها که فهمیدم خندیدم و مانی و کاکا متعجب نگامون کردن که در باز شد و مامانم با دمپایی دم در ظاهر شد:کی بود گفت حاج خانم من و بچها با دست به کاکا سیا اشاره کردیم که مامانم رفت جلو:ببین حاج اقا من مکه نرفتم ولی اگه تورفی زیارتت قبول دفعه اخرته به من میگی حاج خانما