این پسر قد بلنده یه ورزشکار حرفه ایه- خیلی خیلی حرفه ای- یه باشگاه هست توی مدرسشون به اسم باشگاه خانه داری-کارایی مثل پختن غذاهای معمول، خیاطی های معمولی و مثلا کمکهای اولیه و این طور چیزارو توش اموزش میدن- پسر قد بلنده باشگاه اینارو مسخره کرد...یکی از اعضای این باشگاه یک قاتل سوپر خفنه که بدنش برگشته به نوجوونیش!- این قاتل داستان ما اومد این پسر قد بلنده رو به یه دوئل ورزشی دعوت کرد و یه جورایی انقدر پرفکت شکستش داد که پسره اسیب دید(همونطور که مشاهده میکنید عصا دستشه:خنده:) قد بلنده عقب نشینی کرد! روی نیمکت نشسته بود که رئیس باشگاه خانه داری(دختر مو ابیه) اومد براش چسب ضد درد اورد و زد به پاهاش-پسره پرسید چرا وقتی دشمنتم داری این کارو میکنی؟ دختره بهش گفت: شاید ادمایی مثل تو که عاشق رقابت هستید همه چیو تو دو تا گروه رقیب و هم تیمی دسته بندی کنید، اما روابطی مثل دوستی هم هستن که حتی بعد از رقابت های سنگین بازهم به هم کمک میکنیم! این هم همینه- تقریبا نیم ساعت بعدش پسره اومده بهش اعتراف عاشقانه میکنهTT بچم عاشق شددددددTT