در روستای اِستنواس از سرزمین تبار وطن قدیم یک روح از دو کالبد در دنیای موازی در پس واپسین روز از یک روز از روز های شاناتا ( روز جشن ملی ) شاید در این دوران واپسین دوران از یکی بود یکی نبود های موازی عبور نماییم ... . در روز شاناتا یک روح را آزاد در سرزمین تبار قدیم که روح از دنیای موازی واپس گرا تعاریفی داشت . روح از دو کالبد مختلف عبور و می گفت از واپسن روز های موازی عبور کنید که نا گهان کاترینا دختر ربکا ( باستان شناس و محقق امواج دریافتی ماورایی ) قبل از این که یادش روستای غریب آباد بیاید . روح بلافاصله یک نفر را از روستای غریب آباد به روستای اِستنواس طی الارض نمود . روستایی تا فهمیده بود طی الارض شده مات و مبحوط ( مبهوت ) با یک دشنه . طی الارض حتی از این موارد هم فراتر رفت . طی الارض یک طی الارض فوق العاده که حتی جیمز هم طی الارض کنان به روستای اِستنواس آورده شد با یک کلت نیمه اتومات فرانسوی قدیمی . روح در دو کالبد زمان تعریف می کرد که روستای غریب آباد و روستای جیمز به روستای اِستنواس یک راه عبوری گذر از زمان فوق العاده دارد . کاترینا از روح سوال : چگونه در دو کالبد مختلف و دنیای واپس گرا هم زمان حضور داری ؟ جواب روح : کاترینا را به دنیای واپس گرا انتقال و کاترینا را از دنیای واپس گرا به روستای اِستنواس آورد . اِستنواس از دیر باز مردمی دارد که در مطالعات و کار های دنیای موازی و کالبد روح و دنیای واپس گرا فعالیت دارند . فعالیت آن ها این گونه است که باید در قدم هایی که بر می دارید حتما شمارش انجام شود . در دنیای امروزی هم شاهد هستیم که انسان هایی با سیم کشی رباتی گاه مغز های چیپستی کار های نا به هنجاری انجام می دهند . دوربین درون چشم های آن ها وجود دارد و از مغز تا نوک انگشتان دست و پا سیم کشی انجام شده است . روح حتی تعاریفی هم که چگونه این عمل سیم کشی انجام می شود در جمع دنیای واپس گرا تعاریفی از این و آن شنید . پخش تراکت تهران – 09211796125 – رضا علیاری