سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
با جمع شدن قطره های بارون روی شیشه اتاقم متوجه نم نم بارون بیرون میشم
من از بچگی هیچ کنترلی روی خودم وقتی بارون میبارید نداشتم
با سرعت میدوم سمت خروجی و خودم رو هل میدم داخل محوطه بیرونی شرکت
نم نم بارون سرعتش بیشتر میشه و تموم لباس هام رو خیس می‌کنه
و موهام میچسبه به سرم
این دقیقا همون حسی بود که بهش میگم خوشحالی
دستام رو باز میکنم عین یه بچه خودم رو میسپارم به اغوش بارون
این دقیقا همون چیزی بود که بهش نیاز داشتممممم
بقیه کارمند ها خودشون رو میرسوندن به داخل شرکت تا خیس نشن
ولی من بیشتر خودم رو غرق اب بارون میکردم
عین بچه ها میپریدم داخل چاله های کوچیک اب و می‌خندیدم
بعد از یک ساعت بارون قطع میشه و منم تصمیم میگیرم برگردم داخل شرکت
عین یه موش اب کشیده شدم
و دوباره این در لعنتی با من سرلج داره و باز نمیشه که یه نفر از داخل در رو باز می‌کنه
سرم رو پایین انداخته بودم و تشکر میکنم میرم داخل
که یهو یه پتو دورم پیچیده میشه
-اگر سرما میخوردی میخواستی چکار کنیییی؟؟