هنگامی که سخن از آغاز تمدن به میان میآید، ذهن ناخودآگاه به سوی نیل و دجله و فرات پرواز میکند. اما در آن سوی اقیانوس اطلس، در قارهای که تا پیش از سفر کلمب از جهان کهن جدا مانده بود، روندی موازی و شگفتانگیز در جریان بود. مردمانی که نیاکانشان هزاران سال پیش از راه تنگه برینگ پای به این سرزمین نهاده بودند، به تدریج و مستقل از هرگونه تأثیر بیرونی، راه تمدن را پیمودند. آنان کشاورزی را بدون تجربه انقلاب نوسنگی خاورمیانه آموختند، شهرها را بیآنکه از بینالنهرین الگویی گرفته باشند برپا کردند، و آسمان را چنان دقیق رصد کردند که تقویمهایشان از بسیاری جهات بر گاهشماری جهان کهن برتری داشت. این روایت، داستان آن رستاخیز شگفت است.