اره اره حالم تخمی،میخوام انقد کصناله کنمممم
خب چون خوابم نمیبره طبق معمول میخوام براتون دراما تعریف کنمممممم،بحبح
خب خب قضیه از اول دوستیم با یه پسر شروع میشه،باهم توی فضای مجازی چت میکردیم با هم رفیق بودیم کلا ولی همدیگه رو ندیدیم
یروز پسره بهم گفت آرشان میای بریم بیرون مثلا همدیگه رو ببینیم،منم گفتم نه مامان بابام نمیزارن بعد کلی اصرار کرد دیگه رفتیم بیرون باهم قدم زدیم،ببینید اولین باری که دیدمش اصلا فیسش منو جذب کرد از من بزرگتر بود مثلا شونزده اینا سالش بود
ازش خوشم اومد بعد با هم کلی خوش گذروندیم
وقتی رفتم خونه باهاش لاس زدم جهت فان،مثلا یچیزی گفتم هار هار من روت کراش دارم مثلا فان که نفهمه بعد شروع کرد باهام لاس زدن،خیلی عجیب بود ولی با هم کاپ شدیم(اره من بایسکشوالممم مشکلی دارییی؟)
بعد کلی با هم بیرون میرفتیم،مامان بابامون نمیدونستن اینا
یه روز فهمیدم پسره با یه دختره تو رابطست،داشتیم قدم میزدیم یهو یکی بهش زنگ زد به نام مای لاو با ایموجی قلب،منم گفتم کیه؟گفت مامانمه،گفتم مامانتو مای لاو با کلی ایموجی قلب سیو میکنی؟گفت آره خیلی دوستش دارم اینا ازم دور شد باهاش حرف زد کلی بعد اومد بهم گفت آرشان مامانم میگه باید برم خونه دیگه خدافظ منم با گریه اومدم خونه خداروشکر مامانم نفهمید
کلی رفتم پیوی پسره بهش گفتم چیزی شده یهو دیدم بلاکم کرد…پسره استریت بودددد
از دوستاش پرسیدم آقا این استریته؟گفتن اره ریدم به خودم…
کاربر گرامی کل این متن کامل کامل کصشر بود(غیر از اینکه بایسکشوالم)همشو از خودم درآوردم دیگه باییی