سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
فلیکس و هیونجین دست توی دست به دم خونه ویلایی خانواده لی رسیدن. فلیکس با اینکه دلش نمی‌خواست بره خونه اما خودش رو مجبور به خداحافظی کرد و هیونجین با اینکه نمی‌تونست از آسمون شبش دل بکنه، خم شد و آروم تاج لبش رو بوسید.
-شب به خیر نورم-
فلیکس خواست جواب بده که با صدای کوبیده شدن در ماشین و فریاد بعدی متوقف شد:
-اینجا چه خبره؟
مینهو در چند قدمی خونه از ماشینش پیاده شد. احتمالا اونم از دیت با سولگی برمی‌گشت
-چه غلطی داشتی می‌کردی هوآنگ هیونجین؟
و با قدم‌های بلندی به هیونجین رسید و مشتش رو روی صورت نزدیک‌ترین رفیقش فرود آورد.

پایان پارت ۱۳
امیدوارم لذت برده باشید