سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

5

ادامه
۱۳۹۵/۰۸/۱۳
برگشت یه نگاهی بهم انداخت و خندید بعدم گرفت خوابید .
خیلی میترسیدم . بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم بالاخره خوابم برد .
تقریبا صبح بود که از خواب بیدار شدم . دیدم گردنم میسوزه دستی روی گردنم کشیدم بعله این اقای چلاق دوباره منو گاز گرفته . بیچارش میکنم
- میخوای یه خون اشامو بیچاره کنی ؟ چجوری ؟.
.دهه تو حرف نزن وجدان جون . من میدونم باید با اون پسره ی عوضی چیکار کنم .
از چادر رفتم بیرون عه این چلاق چرا اینجا نیس ؟
کارتون و انیمیشن