جام و تصویر شاید دو آینه ی مقابل هم باشند . روزی از روزگاران قدیم راوی چنین بیان که ساحره ای حیله گر در قلب سیتی بیگ سرزمین های دارای ناهمواری و شاهان متعدد دو پسر به اسم های جام و تصویر داشت . هر روز به جام و تصویر وظایف متعددی اعطا می نمود . وظایف متعدد از این قبیل بود که جام و تصویر باید ماورایی را به فرای ماورا .
جام و تصویر در مقابل وظایفشان ، اعمال مخرب متونع دیگری انجام تا از ساحره پاداش دریافت کنند .
جام در یکی از اعمال خود کوتاهی نمود و طرف مورد نظر را نتوانست مجاب کند که او از آن و این و او است با طلسم و حیله و ... .
جام را ساحره حیله گر جامش پس نمود طوری گویی فرشتگان به صورت آبشاری از او دل کنده و فرود می آمدند . ( گرفتن فرشتگان ) .
تصویر در یکی از وظایف چنین موفق شد که گویی هزاران فرشته در حرمسرای او به خدمت در آمدند .
وظیفه ی او نابودی بشر و جا به جایی کهکشان . ساحره حیله گر با این همه توان مندی آخر داستان به گرداب فرو آن چنان که گرداب قسمتی از خانه او است .