سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

P15 ¹³

ادامه
چی باید جواب می‌داد. فلیکس که خوب نبود. انگشت‌هاش همیشه زخم بود. غذاش نصف شده بود. صداش کم شده بود و چشم‌هاش تاریک تاریک بود. چی باید جواب می‌داد مینهو؟ اما هیونجین منتظر جواب میموند. انگار از اول هم انتظار هیچ جوابی رو نداشت. انگار داشت با خودش حرف می‌زد.

...به جای من چشم‌هاش رو ببوس...به جای من-

و دوباره سر سنگینش روی مبل افتاد و از مستی بیهوش شد.

مینهو با بغضی به بزرگی یه توپ فوتبال توی گلوش از آپارتمان زد بیرون. حالش طوفانی بود. نمی‌دونست باید چیکار کنه. هیچی نمی‌دونست. سردرگم با قلبی مه پیاده به سمت خونه راه افتاد.
پست بعدی...