در روزگاران قدیم ، دختری بود از تبار دور که پدرش در کار الماس و سنگ های قیمتی بود . سنگ های قیمتی ، سنگ هایی هستند که دارای ارزش معنوی و فوق اقتصادی خاصی بوده و هستند . دخترک ، به فکر شعر و قصه . پدر به فکر تجارت . دخترک عاشق مهمانی و پارتی . پدر عاشق دور همی اعیانی . مادر هم هی 24 ساعته جلسه های شورای هماهنگی شهر و روستا . مادر دخترک حاجی الماس ، ننه خاتون نام داشت . ننه خاتون زنی بود اهل دیار یا و یی . جلسات چله نشینی برگزار می کرد . آن موقع ها دی جی ، شبیه ملیجک بود . با ساز های مختلف و گروهش ، همه را شاد می کرد . ملیجک ، درباره ی آن روزگار خود می نویسد : یاد باشد یاد آن دروان که یاد ما دادند و دادیم جشن و مهمانی و پارتی بی ساز و آواز نماند . ساز و آواز را عده ای گویند که حاجی الماس قبلا در کار ساخت و ساز آن ها بوده است . عده ای هم گویند مجوز های پارتی را خود پدر ملیجک در آن دوران صادر می کرده است . ملیجک در مورد دختر حاجی الماس می گوید عده دار بود و عده ی خودش داخل پارتی بودند . پارتی ، از پارتی های شبانه گرفته تا جلسات معاملات سنگ های تزیینی خاص . حاجی الماس را در روز خاک سپاری اش به یاد دارم که چگونه عده دخترک به سر و کله خود می کوبیدند . واقعا پدر معنوی ای بود این حاجی الماس ، پس از آن روز ها از عده شنیدم که حاجی الماس خود به همه اشان کار و ساخت ساز زهی یاد داده است . پخش تراکت تهران – 09211796125 – رضا علیاری