سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۲/۳۰
شاعر و گوینده تورج توجی

سیب گونه هایت

شرح کفر من از سجده به کعبه‌ی قلبت شروع شد
از همان آغاز‌ آواز چشمانت
و رقص مستانه‌ی نگاهت
شانه‌هایت بازیگوش من هم کمی باد نوش
لب ابلیس و رندت
آیه‌هایی از سیب گونه‌هایت خواند
من آدمی ناآشنا
تا دلم آن سیب را خواست
تمنا در جهانم تولد یافت
عقلم فریاد زد هشدار
اما دلم بی‌اعتنا ماند
و وسوسه در جهانم ریشه دواند
دستم لرزان رفت سوی سیب گونه‌هایت
که ناگهان خمره‌ی گیلاسِ لبت شکست
و در جهانم شراب جاری شد
من میان لب و گونه‌هایت گم شدم
در جهانم تردید راز نخستین شد
من هراسان گیسوانت پریشان‌تر از باد
من هر دم اسیرتر تو بی‌رحم‌ تر
عزم تو کردم‌
تیزی خم ابرویت زخمی بر تقدیرم انداخت
سهم من از عشق همین دو بیت حافظ شد
به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

شاعر و گوینده تورج توجی

موسیقی و هنر