سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۸۳

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۹
بـاز شـدی شـکـار مـن افـتـادم بـه دام تـو
تـمـومـی نـداره ایـن بـازی مـیـدونـم
نـبـاشـی خـرابـمـو بـی تـو مـن بـی روحـم
نـه نـگـو سـرابـه واسـه مـن
مـیـدونـم بـاز مـیـشـی تـرانـمـو تـو رو مـیـخـونم
تـرانـه هـام مـونـدگـارن مـثـل یـه عـشق تو سینه
کـه تـبـدیـلـش نـکـرده ایـن دنـیای زشت به کینـه
از دنـیـا طـلـب دارم اره داره بـدهـی بـهـم
طـلـبـم تویـیـو مـیـدونـم اونـو بـهـم مـیـده
تـو بـودی بـرام یـه فـرشـتـه یـه وحـشـی
مـن الـانـم مـردم مـیـتـرسـونـی مـنـو از چـی
اگـه اشـتـبـاهـی یـه روز عـاشـقـم شـی
مـیـتـونـی مـثـل روح وارد دنـیـای مـن شـی
"تو بودی-پارسا لیپ و جدال"
دوباره صدای سوت و تشویقا:دونفر عاشقونه خوندن این دونفر ریدن تو حالمون اهههه
-از خداتم باشه کیان اقا والا کنسرت مفت گیرش اومده غرم میزنه
کیان:ایییییش
همه خندیدم:داداش کیان مثل ژنا گفتی ایییش
-اره گلاره جون خودش یه پا زنه
دوباره صدای خنده ها راهی خونه شدیم توی طول راه همش به بنی فکر میکردم عاشقش نبودم ولی دل مهربونم نمیزاشت بهش بگم نه میدونسم خودشو نابود میکنه پس میگم اره ولی خودم چی نمیشه که با کسی که دوسش ندارم رابطه داشته باشم اونم بفهمه واویلاس اشکم در اومد که از چشم کیانا دور نموند(به اصرار گلاره با ماشین اونا اومدم) سریع به کیان گفتو زد کنار:عزیزم خوبی؟
-اره اره چرا وایسادی و یه قطره اشک دیگه همینجوری پشت هم میومد دوست نداشتم کیان اشکمو ببینه خودش که فهمید از ماشین پیاده شد گلاره ام برد رفتم بغل کیانا و زار زار گریه کردم:چیشده؟
-کیانا،،من،،من،،نمیخوام،،با کسی،،که،،دوسش،،ندارم،،رابطه،،،داشته،،باشم،،ولی،،ولی دل،،دلسوز بیصاحابم،نمیزاره
کیانا:عزیزم اروم باش هییش اروم باش
یکمی گریه کردمو سبک شدم کیانم نشستو راه افتاد تو راه کیانا کلی سوال کردو من همه سوالاشاو بی جواب گذاشتم رسیدیم گلاره کم مونده بود منم ببره خونشون بخوابم که با گریه رفت ویلاشون منم رفتم با بچها رفتیم تو لباسارو که خریدم برداشتمو گذاشتم تو کمدم اون مشکیه هم نشون مهیا ندادم