رضا بهرام ـ بیمار / Reza Bahram - Bimar

آوامتن
آوامتن

فکر عاقل کردنم هرگز نباش
من از این دیوانگی سر میروم

آنچه میبینم به غیر از عشق نیست
شک نکن دیوانه تر هم میشوم

بی جهت نیست این همه زیبایی ات
هر کسی بیند تو را مجنون شود

دور تو میچرخم و آرایشت
کل اعجاب طبیعت میشود

دیوانه ات شدم ببین فقط به من
دل را ببند ... دل را ببند

ای جانم از عشق تو سوخت ای دلبرم
فقط بخند ... فقط بخند ... فقط بخند

هر کسی گوید سخن از عشق را
نتواند که دلی از تو برد

دلبری از تو چنان دشوار است
که دل تبدار و یک بیمار میخواهد فقط

دیوانه ات شدم ببین فقط به من
دل را ببند ... دل را ببند

ای جانم از عشق تو سوخت ای دلبرم
فقط بخند ... فقط بخند ... فقط بخند

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

رضا بهرام ـ بیمار / Reza Bahram - Bimar

۰ لایک
۰ نظر

فکر عاقل کردنم هرگز نباش
من از این دیوانگی سر میروم

آنچه میبینم به غیر از عشق نیست
شک نکن دیوانه تر هم میشوم

بی جهت نیست این همه زیبایی ات
هر کسی بیند تو را مجنون شود

دور تو میچرخم و آرایشت
کل اعجاب طبیعت میشود

دیوانه ات شدم ببین فقط به من
دل را ببند ... دل را ببند

ای جانم از عشق تو سوخت ای دلبرم
فقط بخند ... فقط بخند ... فقط بخند

هر کسی گوید سخن از عشق را
نتواند که دلی از تو برد

دلبری از تو چنان دشوار است
که دل تبدار و یک بیمار میخواهد فقط

دیوانه ات شدم ببین فقط به من
دل را ببند ... دل را ببند

ای جانم از عشق تو سوخت ای دلبرم
فقط بخند ... فقط بخند ... فقط بخند

موسیقی و هنر