چراغِ خاموش_کپشن؛
تماشا کردن از دور کسانی که دوستشان داری،
وقتی تو را خوار میکنند، سخت است.
آنچنان سوزِ زمستانیِ کوهستان
تمام وجودت را ریز و خرد میکند.
ایکاشهایی در ذهن میگذرد
که نمیدانی واقعی میشوند
یا تا ابد در دل میمانند.
گاهی میپندارند این «ایکاش»ها از حسادت است،
اما چنین نیست.
او فقط اندکی به خود اعتنا کرد
در میان این همه سختیِ روزگار.
تو چراغِ دلش شو،
مگذار بییار برود؛
زیرا اگر برود،
دیگر خودِ سابقش نخواهد شد.
اشکهایی را که به خواب میرسند به جان بخر،
بمان در کنارش،
تا برای هم
جان و جهان شوید.
کیـم سـایـونـگ`
2:28
نظرات (۲)